انواع روشهای تمرینی اینتروال ، پلیمتریک و ایزومتریک

 

ورزشکاری که قصد فعالیت در عرصه طبیعت را داشته باشد ( کوهنورد – سنگ نورد – یخ نورد – غارنورد و .... ) به خوبی می داند که برای رسیدن به هدف مورد نظرش نیاز به تمرین دارد ، تمریناتی که از نظر اصول و شیوه ی انجام ، بسیار مشابه تمرینات ورزشی ، ورزشکاران سایر رشته هاست و فرد شرکت کننده در رقابت های ورزشی بخوبی می داند که نیاز به برنامه ای از پیش تعیین شده با زمانی معین دارد .
برای مثال یک سنگنورد برای صعود مسیر یا دیواره ای خاص نیاز به درنظر گرفتن درجه سختی هدف نهائی خود و تمرینات لازم برای پیدا کردن مهارت درآن حد و اندازه دارد .
نکته ی مهم و قابل توجه این است که او باید تمرینات خود را با نظمی خاص در درجاتی بالاتر و همچنین پائین تر از هدف اصلی طراحی و اجرا کند . ( آنچه که “ over “ و “ under “ در عنوان این تمرین مشخص می کند . )
برای واضح تر شدن آنچه بیان شد به تمرینات یک دونده دوی 100 متر اشاره می کنیم ، اگر بخواهید فعالیت وی را با دونده ی ماراتون مقایسه کنید قطعا تفاوت هایی در نوع تمرین آن ها خواهید دید البته علی الرغم تفاوت های بارز و آشکار ، یک اصل کلی وجود دارد :
" هیچ سیستم انرژی مشخصی ، بدون پتانسیل تطبیق یافتن با سایر فعالیت ها نمی تواند به رشد مطلوب و نهائی خود برسد . "
دونده ی400 متری را درنظر بگیرید که سرعتی مناسب اما استقامتی کمتر از حد مطلوب دارد . مربی چنین شخصی سعی می کند تمرینات او را بر روی 500 و 600 متر تنظیم و متمرکز کند .
در حالیکه دونده ی 400 متر دیگری که استقامت مطلوب اما سرعت پائین تر از استاندارد دارد برای پیشرفت نیاز به تمرکز بیشتر بر روی مسافت های 200 – 300 متر را دارد .
نمونه ذکر شده درمورد فعالیت های کوهنوردی نیز صادق است . مثلا مشابه آن چه گفته شد ، 2 سنگنورد را درنظر بگیرید . یکی با استقامت بیشتر و دیگری با برتری از نظر قدرت ! . آیا می توان برنامه ی تمرینی یکسانی را برای آنها درنظر داشت ؟! . اگر قرار باشد هر دوی آنها مسیری راطی کنند که بطور معمول نیاز به 25 حرکت دارد ، وضعیت هر یک چگونه خواهد بود ؟ اینجاست که مربی بایک برنامه ریزی بر اساس بالاتر و پائین تر بودن اختلاف تمرینات به پیشرفت ورزشکار کمک خواهد کرد .
مربی این دو سنگنورد ، به نفری که از نظر قدرت ضعیف ولی از نظر استقامت وضعیت مناسبی دارد پیشنهاد طی کردن و تمرین بر روی مسیری قدرتی با 15 الی 20 حرکت را می دهد و از نفر دیگر می خواهد تمرینات خود را بر روی مسیری استقامتی که دارای ( فردی که استقامت پائین اما قدرت مناسب دارد . ) 30 تا 40 حرکت باشد متمرکز سازد .
مقایسه شباهت بین نوع تمرین دونده و سنگنورد مشخص خواهدکرد که در هردو مورد اصل ذکر شده رعایت می شود . با درنظر گرفتن میزان سرعت ، استقامت و قدرت یک ورزشکار ، تنها به برنامه ای تمرینی که بصورت کلیشه ای و تکراری طراحی شده است اکتفا نمی شود بلکه ضمن توجه به هدف فعالیت و سطح سختی مورد نظر می بایست در طراحی برنامه تمرینی به سطوح پائین تر و بالاتر کار هم توجه داشت .

Interval training ←
تمرینات " اینتروال " یا " متناوب " نوع خاصی از تمرینات است که برای بسیاری از ورزشکاران رشته های مختلف آشناست و شاید با جرات و البته تاسف بتوان گفت : " میزان آشنائی کوهنوردان با این نوع تمرین کمتر از سایر ورزشکاران است . ! "
به صورت مختصر تمرینات اینتروال را چنین توصیف می کنند :
" تمرینات اینتروال یا متناوب ، نوعی از تمرینات هستند که از نظر زمانی طولانی مدت و از نظر شدت فعالیت سطح بالائی دارند . آنچه شاخص این نوع تمرین است زمان های کوتاه استراحت در بین ست های تمرینی شدید و تکرار پیوسته ی این زنجیره است . "
در این روش ورزشکار قادر خواهد شد مسافت های بیشتر و باشدت بالاتری را در مقایسه با نوع عادی و یکنواخت تمرین در دستور کار خود قرار دهد و با توجه به ویژگیهای این نوع تمرین ، روش مناسبی برای پیشرفت در هر دو سیستم انرژی - هوازی و بی هوازی - محسوب می شود .
جلسات تمرینی " اینتروال " را می توان از نظر ترکیب بخش های فعالیت و استراحت به اشکال مختلف و متنوعی طراحی و تنظیم کرد . اما در هر شرایط برای تغییر برنامه می بایست به 3 فاکتور زیر توجه کرد :
الف ) شدت تمرین ( سرعت تمرین )
ب ) دوره و زمان تمرین ( فعالیت )
ج ) زمان استراحت مابین دوره های تمرین
برای مثال یک جلسه دویدن اینتروال می تواند شامل 200 متر فعالیت سریع در 25 ثانیه و به دنبال آن 60 ثانیه استراحت ( جهت مرحله بازیابی ) و یا به شکل 35 ثانیه فعالیت و طی ( 200 متر ) با در نظر گرفتن 20 ثانیه استراحت انجام شود . ( رابطه مستقیم مابین شدت تمرین و زمان استراحت بعد از تمرین )
در حالت اول ورزشکار سریع می دود و به همین جهت دوره استراحت که به منظور بازیابی ( recovery ) او در نظر گرفته می شود نسبت به فرد دوم که آرامتر دویده است ، طولانی تر خواهد بود .
هر جلسه تمرین اینتروال در نهایت زمانی خاتمه می یابد که ورزشکار قادر به ادامه و تکرار تمرین باسرعت مطلوب پیشین و در زمان مناسب نباشد . ( با اشاره ای که شد متوجه خواهید شد که شدت تمرین و سختی کار برای هر دو دونده بالا به یک اندازه در نظر گرفته می شود . ! )
نکته مهم دریک فعالیت اینتروال ( همانطور که اشاره شد . ) پتانسیل بالای این نوع برنامه برای افزایش هر دو ظرفیت و توان هوازی و بی هوازی در شخص است .
در حالیکه تمرینات متوالی و پیوسته ( چه کوتاه مدت و چه طولانی ) ظرفیت هوازی را تحت تاثیر قرار می دهند علاوه بر آن تمرینات اینتروال موجب سوختن چربی کل ( total fat ) و کالری بیشتری می شوند و جالب تر و مفید فایده تر از همه اینکه : پس از یک تمرین اینتروال ورزشکار تا مدت زمان بیشتری پس از خاتمه ی کار به کالری سوزی ادامه می دهد و در راستای تمام محاسن ذکر شده کارائی قلب و عملکرد آن رابرای فعالیت های طولانی مدتی ( همچون کوهنوردی ) افزایش می دهد .
مربی هر رشته ی ورزشی بر اساس فیزیولوژی خاص کارآموز و نوع ورزش برنامه ای را تنظیم می کند و تاثیر مناسب ان را اغلب با بررسی نتیجه ی تست آستانه ی بی هوازی یا AT که شامل اندازه گیری لاکتات خون ورزشکار در حین ورزش و تمرین سنگین است ارزیابی می کند . !
درهنگام فعالیت با شدت بالا و طولانی مدت سیستم بی هوازی از انرژی ذخیره شده درماهیچه ها ( گلیکوژن ) برای فعالیت های انفجاری کوتاه مدت استفاده می کند .
متابولیسم بی هوازی بدون حضور اکسیژن فعال می شود و محصول جانبی آن اسید لاکتیک است . که احساس داغی و سوزش عضلات در حین فعالیت به همین علی است . هر چه شدت فعالیت های اینتروال بالاتر رود میزان اسید لاکتیک تولیدی بیشتر شده و ورزشکار ( وام یا بدهی اکسیژن را تجربه می کند . ) اما پس از فعالیت و رسیدن به فاز استراحت یا بازیابی قلب و شش ها شروع به فعالیت می کند تا اکسیژن دریافتی را باز پرداخت کنند و اسید لاکتیک شکسته می شود و در این مرحله است که سیستم بی هوازی غیر قابل کنترل می شود .
این روش و شیوه ی تکرار سلسله وار تمرین و استراحت منجر به پاسخ سازگاری بدن شده و مویرگ های غیر فعال تر و کوچک درون بدن بکار گرفته می شوند و امکان در یافت اکسیژن بالاتر می رود و شرایط مناسب تری برای عضلات درگیر ایجاد می شود . تحمل ماهیچه ها به اسید لاکتیک بالاتر می رود و عضله قلب قوی تر می شود . حاصل این مجموعه تغییرات عملکرد بهتر سیستم قلبی – عروقی خواهد شد .
تمرینات اینتروال و کوهنوردی
در دنیای پیشرفته ی کوهنوردی امروزی هر از چندگاهی از تمرینات اینتروال جهت آمادگی بیشتر کسانیکه به ارتفاعات می روند استفاده می شود ، اما چرا ؟!
نخست اینکه با انجام این نوع تمرینات کوهنورد قادر به افزایش ضربان قلب خود می شود و آن را به حداکثر ضربان مطمئن نزدیک می کند و پس از آن براحتی و در مرحله ی بازیابی آن را پائین تر می آورد . همانطوریکه متوجه شدید یک تمرین اینتروال شامل بخش ها و قطعاتی است تکراری که نیازمند تلاش زیادی است و ورزشکار در بخش های استراحت یا بازیابی شرایط بدنی لازم جهت انجام بخش متوالی بعدی را کسب می کند و با درنظر گیری همین شیوه انجام این نوع تمرین جهت فعالیت کوهنوردی بسیار ساده اما موثر است .
تمرین خود را با بالا رفتن سریع از یک تپه آغاز کنید و کوله پشتی نسبتا سنگینی را با خود همراه داشته باشید . پس از یک مرحله حرکت سریع از شیب سعی کنید با ورود به مرحله بازیابی شیب را به سمت پائین و به حالت یورتمه طی کنید ( البته اگر قصد انجام این تمرین در محیط بسته را دارید کار را به همین شیوه بر روی استپ ، ترید میل یا .... انجام دهید . )
این نوع تمرین بخوبی شما را آماده می سازد تا شرایط آستانه ی بی هوازی خود یا AT را بهبود بخشید . البته فراموش نکنید که ضربان قلب خود را برای مدت زمان طولانی بالا نگه ندارید .
در ارتفاع جائیکه اکسیژن کم است برخی مواقع احساس می کنید . تنفس نیازمند به تلاش و تکاپو است در حالیکه اگر بدنتان را به شرایط دشوار تمرین ( در حد همان فشار ) اما در ارتفاعی پائین تر عادت دهید ، قطعا در ارتفاع بالاتر راحت تر خواهید بود .
در چند ماه نخست تمرین ( اینتروال ارتفاع ) نیازی به انجام تمرینات با شدت خیلی بالا ندارید ، اما پس از 3-4 ماه می توانید بر شدت تمرین خود بیفزائید و از آن جائیکه این نوع از تمرین شرایط سختی برای بدن محسوب می شود بهتر است در شروع هفته ای یکبار یا حداکثر 2 مرتیه انجام شود .
درمرحله نخست بر روی استقامت عضلانی خود تمرکز و برنامه ریزی کنید و در کنار آن از استقامت قلبی عروقی نیز غافل نمانید .
روش آغاز و پایان تمرین
1- در ابتدا 5 الی 15 دقیقه خود را گرم کنید تا جریان خون در پاها و هسته ی درونی بدنتان ( سایر اندام ها و ارگان ها ) افزایش یابد .
2- در روزهای نخست کار تمرینی با کوله ای که وزن متوسطی دارد و با حرکت سریع بر روی تیه کار خود را به مدت 1 دقیقه انجام دهید و سعی کنید با این کار ضربان قلبتان به 15 – 20 مرتبه بیشتر از وضعیت عادی تمرینتان برسد ، سپس با گام های راحت و معمولی به نقطه ی شروع باز گردید تا ضربان قلب یکبار دیگر به سطح اولیه برسد . این عمل را 5-6 مرتبه تکرار کنید .
3- روز بعد یکبار بر تعداد ست ها بیفزائید و یا اینکه سریع تر حرکت کنید و سوم اینکه از روش سنگین تر کردن کوله پشتی استفاده کنید . هرکدام از روش های ذکر شده به تندتر شدن ضربان قلبتان کمک خواهد کرد .
4- تمرینات را تا زمانی ادامه دهید که قادر شوید در هر بار تمرین 30 دقیقه فعالیت شدید داشته باشید
5- در خاتمه کار نیز با انجام تمرینات کششی مانع تجمع اسید لاکتیک در عضلات خود شوید .
ذکر این 2 مثال و مقایسه ی آن ها روشن می سازد که اصول تمرین اینتروال در کلیه ورزش ها قابل اجرا و مفید است .

Fartlek training
یک دوچرخه سوار کوهستان یا ورزشکار رشته ی cross country در پیمودن مسیر خود مجبور به عبور از معابر ساده و دشوار است ، مسیر هائی که بدون هیچ نظم و ترتیبی بر سر راه وی حاضر می شوند . ( مشابه مسیری که یک کوهنورد ، سنگنورد یا غارنورد طی می کند . )
دوچرخه سوار کوهستان و یا کوهنورد می داند که رمز موفقیت او علی الرغم تنوع مسیر رعایت نظم و استمرار در رکاب زدن و یا گام برداشتن است .
روش تمرین " فارتلک " که شیوه ی آلمانی است و خصوصا در دو های استقامت بکار گرفته می شود را می توان برای مثال در سنگنوردی هم بکار گرفت .
در این تمرین که گاه " stick training " نیز خوانده می شود . سنگنورد با همراه یا به اصطلاح " Partner " خود کار تمرین را آغاز می کند . او پیش از شروع تمرین نمی داند که برای طی کردن دیواره کدام مسیر طراحی شده است . دوست وی که در پائین کار ایستاده است بطور تصادفی و بدون هیچ نظمی گیره هائی را در جهت های مختلف تعیین می کند و از وی میخواهد مسیر را به شیوه ی تعیین شده طی کند . البته لازم به ذکر است که در طراحی مسیر به نوعی تمرین اینتروال توجه دارد ( یعنی نخست تعیین گیره یا گیره هائی سخت و پس از آن گیره هائی آسان و مجددا تکرار این شیوه و نهایتا رسیدن به crax ( کراکس ) مسیر !
شخص صعود کننده هرگز نمی داند حرکت بعدی کدام است ! درست مانند شطرنج بازی که بر اساس شیوه ی گشایش حریف ، مهره هایش را حرکت می دهد . !
و خلاصه اینکه نخست از این تمرین در دو و میدانی استفاده می شد و درآن دونده معمولا به شکل انفرادی عمل می کرد و تنوع درگام های وی بسیار چشمگیر بود . این نوع تمرین بیشتر در مورد دوندگان با تجربه اجرا می شود و پس از انجام تمرینات مستمر و منظم اینتروال قابل اجرا بوده و آستانه ی بی هوازی ورزشکار را بالاتر می برد و آهنگ مناسب کار را هرچه سریع تر به ورزشکار می دهد .

تمرینات پلیمتریک ploymetric training
جهت توصیف این نوع تمرینات نیاز به آشنائی اولیه با مفهوم توان داریم .
توان عبارت است از : قدرت * سرعت
برای نخستین بار در تمرینات پلی متریک به منظور افزایش توان ( بر اساس فرمول بالا ) ، توجه بیشتری به فاکتور سرعت و تمرکز بر روی آن نسبت به فاکتور قدرت شد ..
یک ورزشکار ممکن است بسیار قوی باشد ولی صرفا به دلیل اینکه از توانائی منقبض کردن سریع عضلات خود کمتر استفاده می کند از توان بالائی برخوردار نباشد .
تمرینات پلی متریک ، تمریناتی هستند با دوره های متناوب کششی و انقباظی که در طول انجام آنها عضله ابتدا متحمل یک انقباض طویل شونده می شود و بلافاصله یک انقباض کوتاه شونده در آن شکل می گیرد .
از نظر فیزیولوژیکی ثابت شده است که اگر عضله قبل از انقباض تحت کشش قرار بگیرد قوی تر و سریع تر منقبض خواهد شد .

به سخن ساده تر تمرکز اصلی بر روی فاکتور زمانی چرخش از حرکت منفی به حرکت مثبت است .
دوندگان دو سرعت تمرینات پلی متریک خود را بر روی جعبه ای که knee – height نام دارد با پریدن و خیز برداشتن به عقب و بالا با حداکثر سرعت ممکن انجام می دهند .
تمرین معادل و مشابه این مورد را در صعود می توان با استفاده از campusboard انجام داد .
در این سنگنورد بر روی حرکات نردبانی ، سقوط ها ، گیره گیری بطور همزمان با
2 دست و باز کردن مجدد بدن به عقب و بالا و گیره گیری سریع با حداقل فوت
وقت توجه دارد و همانطور که ذکر شد قدرت او در گرفتن گیره چندان مورد نظر نیست و صرفا سرعت او در تغییر حالت بدن است که نکته ی مورد نظر تمرین محسوب می شود .


- Isometric training

از تمرینات " ایزومتریک " می توان به عنوان نقطه ی مقابل تمرینات نوع قبل یاد کرد و آن را نوعی نیرو و فشار در مقابل شیء ساکن معرفی کرد . ( مثلا یک دیوار )
در حدود 30 سال قبل اکثر وزنه برداران و ورزشکاران قدرتی اساس کار خود را بر مبنای این نوع تمرین قرار می دادند ، گرچه امروزه استفاده چندان گسترده ای ندارد اما باید دانست تنها شوک و عملی که عضله را تقویت می کند . تمرین دادن آن در مقابل مقاومت است .
بسیاری از کارشناسان امور ورزشی به یک دلیل عمده با پرداختن صرف و مطلق به این نوع تمرین مخالف هستند . آنان تمرینات ایزومتریک را مختص وزنه برداران می دانند و خاطر نشان می کنند که در مورد ورزشکاران سرعتی به هیچ عنوان کارآئی ندارد .
درحقیقت این نوع تمرین قادر به تقویت فیبرهای عضلانی سرعتی که مسئول انقباضات ناگهانی هستند نبوده و تنها جهت قدرت و استقامت بکار گرفته می شود نه سرعت و واکنش های آنی .

" dead hanging " ( آویزان شدن از بارفیکس ) از نخستین اصول تمرینی ایزومتریک است که در سنگنوردی کاربرد فراوان دارد . با انجام این تمرین قدرت عضلات دست و بالاتنه افزایش می یابد .
بسیاری از تمرینات ایزومتریک ژیمناستیک ها نیز در تقویت مهارت سنگنوردی بسیار موثر است .


Deinhibition training –

این تمرین که neuromuscular recruitment یا توان گیری ماهیچه – عصب هم نامگذاری شده است در میان وزنه برداران و ژیمناستها به جهت کسب مجدد توان و انرژی جهت ادامه کار بسیار مشهور و آشناست . با بکار گیری این روش ورزشکار قادر خواهد شد از حداکثر قدرت ذخیره شده و پتانسیل نیروی خود استفاده کند .
استفاده از انقباضات کوتاه ، انفجاری و کامل در تمرینات گرچه بطور صد در صد و کامل عضلات را قوی نمی کند اما سوپاپ اطمینان یا رگلاتور عضلانی بدن را هشیار می کند و با این کار گیرنده تاندون golgi فیبرهای عضلانی سریع تر عمل خواهد کرد و قادر می شوید آسان تر و کارآتر وارد تمریناتت و رقابت ها شوید .
در شرایط عادی و خارج از زمان تمرین تاندون golgi گوش بزنگ و مراقب است تا فیبر های عضلانی در محدوده ی خاصی فعال شوند و بیش از آن عمل نکنند و به اصطلاح آن را " واحد کنترلی آستانه ی بالای حرکت " می نامند .
بکار گیری کامل و پیشرفته از تمرینات " deinhibition " باعث گسترش این محدوده شده و امکان توان گیری مجدد را بالاتر می برد . ( موضوعی که در کلیه رشته های ورزشی از جمله کوهنوردی غیر قابل چشم پوشی است . )

System training -
در دنیای کوهنوردی امروز از این تکنیک استفاده زیادی می شود و کوهنوردان نیز مانند سایر ورزشکاران با بکارگیری این روش ساختار تمرینات قدرتی خود را جهت نیل به حداکثر استفاده از تمام اجزای بدن و تمرکز بر قدرت همه جانبه ی بدن طراحی می کنند .

Level 4 training –
در این سیستم تمرین جلسات کار تمرینی بر اساس شدت و ضعف فعالیت سطح بندی می شود و ورزشکار با نوعی مقیاس ارزیابی در ارتباط است .
تمرینات " سطح 4 " ، بسیار سخت . سطح 3 تمرینات سخت ، سطح 2 تمرینات متوسط و سطح 1 تمرینات سبک با استراحت فعال تعریف می شوند .
بر اساس این درجه بندی ورزشکار هر رشته ( از جمله کوهنوردی ) عددی را طبق برنامه ریزی مربی جهت حداکثر تمرین هفتگی خود دریافت می کند . برای مثال اگر این حداکثر 20 در نظر گرفته شود بر مبنی آن 7 روز کار تمرینی در نظر گرفته شود . می توان با مقیاس تعیین شده ، شدت و ضعف کار خود را با الگوهای مشابه زیر تعیین کرد . مثلا :
4 – 1 – 4 – 1 – 4 – 1 – 4
3 – 2 – 3 – 2 – 3 – 2 – 3

تکنیک تکرار و غلبه بر استرس
ژیمناست ها و رقصنده ها و اسکیت بازان بخوبی می دانند که هر تکنیک جدیدی را نخست باید در فضائی مطمئن و آشنا به دور از فشارهای بیرونی تمرین و تکرار کنند .
در مورد سنگنوردان هم این مسئله روانی صادق است آن ها باید تکنیک جدید را در فضائی مناسب انجام داده و سپس با سخت تر کردن کار به آمادگی بیشتر جهت غلبه بر استرس و فشار حاکم بر مسابقات یا فعالیتی خاص دست یابند .
تکرار و تمرین هر مهارت یا تکنیک نو آموزشی است که شخص برای مغز خود ترتیب می دهد و اینکه چگونه او حرکات خود را سازماندهی کند .
وقتی در حین صعود حرکت خاصی انجام می دهید علامت و پیام مشخصی از مغز به سوی عضلات و بالعکس مخابره می شود . هر بار که با تکرار تمرین این حرکت را اجرا می کنید راه عصبی خاص ، وسعت بیشتری می یابد به گونه ای که قادر به ارتباطی سریع تر و کاراتر می شوید .
......... به روند اجرای یک برنامه سنگنوردی یا کوهنوردی دقت کنید : درست مانند هدایت هواپیما یا کشتی است و هر آن این احتمال وجود دارد که بر اساس بی رقتی و انجام حرکت یا چرخشی اشتباه مسیر گم شود . اما تکرار و تمرین حرکت به نوعی مغز را در ضمیر ناخود آگاه شما مانند یک راهنما فعال می کند و به اصطلاح می توان گفت " خلبان اتوماتیک " شده اید .

Periodised training -
بسیاری از علاقمندان و مشتاقان ورزش بارها و بارها از خود می پرسند که : " چرا علی الرغم تمرینات مکرر و دائم ( و شیوه های قدیمی ) در وضعیت جسمی و توان موجودم ( مانند گذشته ) تغییری حاصل نمی شود ؟
ساده ترین پاسخ برای مشکل مطرح شده این است که اگر قصد بهبود فعالیت خود را دارید نباید همواره به یک روش و اصول خاص تمرینی اکتفا کنید ، چرا که بدن انسان به سادگی با شرایط تمرین سازش می کند و در نهایت قابلیت های فردی در یک سطح بدون تغییر باقی می ماند .
امید به پیشرفت بدون ایجاد تغییر در برنامه مانند انتظار به داشتن مهارت بالا در حساب و انتگرال و جبر است در حالیکه تنها به تکرار و تمرین سوالات پیش پا افتاده و ساده سالهای اولیه ی آشنائی با جبر و ریاضیات اکتفا کرده باشید .
اصطلاح " periodisation " یا دوره ای کردن تمرینات برای رفع همین مشکل مطرح شده است و عبارت است از تغییر در میزان ، شدت ، تکرار و تناوب تمرین در یک دوره مشخص فعالیت !

کردستان ،اذربایجان و تهران در تلاش بر روی گاشربرومها !

 

امسال شاهد ترافیکی سنگین در منطقه ی قراقروم هستیم و خصوصا دو قله ی گاشربروم یک و دو !

در این بین آذربایجان انگار جاذبه صعود 8000 متری باعث شده است سهم حداکثری در صعود به گاشربرومها داشته باشند خیزشی که باید در هیمالیا نوردی کشور به فال نیک گرفت و صمیمانه تبریک گفت. عظیم قیچی ساز برای رکورد شکنی 8000 متری های ایران ، ایرج معانی و حسین مقدم برای دومین 8000 متری سال و عباس رنجبری و مهدی قلی پور نیز برای نام آذربایجان راهی گاشربروم ها میشوند.

از سوی دیگر تهرانی ها نیز در تلاشی مشابه شاهد حضور محمود هاشمی برای دومین قله ی 8000 متری خود در سال جاری ، لیلا اسفندیاری برای فتح دومین 8000 متری کارنامه ی هیمالیا نوردیش و کوروش نگهبان که سومین نماینده ی تهران است .

نمایندگان کردستان برادران بهادرانی هستند که سالهاست شاهد تلاش انها بر روی 8000 متری ها نبوده ایم. صحبت الله بهادرانی و رضا بهادرانی در تلاش برای فتح گاشربروم یک و دو ...

رضا بهادرانی که یکی از خوش اخلاق ترین و بی ادعا ترین کوهنوردان حال حاضر کردستان است یک بار دیگر برروی گاشربروم یک تلاش خواهد کرد اما این بار در تلاشی مستقل و امیدوارم بدون حادثه !

گفتنی است رضا بهادرانی در تیم گاشربروم یک فدراسیون کوهنوردی حضور داشت و سابقه ی تلاش بر روی این قله را در کارنامه ی خود دارد .

گفتنی است مهمتر از تمام این صعود ها شاهد اتمام مسیر برودپیک پاکستان با نام ایران خواهیم بود که مدتهاست برایش تلاش و برنامه ریزی شده است . پیشاپیش به باشگاه ارش به خاطر این همت بلند دست مریزاد میگوییم .

در بین صعود های فوق به غیر از دو تیم ( عظیم قیچی ساز و تیم مشترک معانی و هاشمی ) تمامی صعودهای مستقل انجام می پذیرد . برای تمام این عزیزان ارزوی سلامتی و موفقیت دارم و پیشاپیش گرمترین درودها را نثارشان می کنم .

برداشت از وبلاگ کوهستان

پشت دریاها شهری است!

قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.

قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید،
هم‌چنان خواهم راند.
نه به آبی‌ها دل خواهم بست
نه به دریا-پریانی که سر از خاک به در می‌آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی‌گیران
می‌فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

هم‌چنان خواهم راند.
هم‌چنان خواهم خواند:
"دور باید شد، دور."
مرد آن شهر اساطیر نداشت.
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود.

هیچ آیینه تالاری، سرخوشی‌ها را تکرار نکرد.
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.
دور باید شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره‌هاست."

هم‌چنان خواهم خواند.
هم‌چنان خواهم راند.

پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.
بام‌ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می‌نگرند.
دست هر کودک ده ساله شهر، خانه معرفتی است.
مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف.
خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد.

پشت دریاها شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.

پشت دریاها شهری است!
قایقی باید ساخت.

 سهراب سپهری

موسیقی : ساقی ...

 ترانه ای از استاد مظهر خالقی

ساقی ساقی بوم تیکه شه رابی حه وت ساله / ساقی بریز برایم از آن شراب هفت ساله

بی خوم بی خوم به سلامه تی ئه و چاوه کاله / تا به یاد چشمانش بنوشانم

له دوای غه مباری من / ده نگی نوساوی من / خرنگه ی بازنه ی یارم دی

پس از روزگار مرارتبارم / صدای گرفته ام / و نوای النگوهایش که از دور می آید

سه رمه ستم شوشه ی دله که م شکاوه .../ سرمستم و نازک شیشه ی دلم ترک برداشته است ...

بی تو من غه ریبو و بی مالم ئه م شه و / بی تو من غریب و آواره ام امشب

بی تو من غه ری بو ده ربه ده رم ئه م شه و / بی تو من غریب و در بدرم امشب

ساقی ساقی به هه وای تو هاتمه مه ی خانه / ساقی به امید تو راه میخانه در پیش گرفته ام

هه سته وه ره ئه م شه و سه ما و باده نوشانه / بیا که امشب شب هلهله و باده نوشی است ...

له دوای غه مباری من / ده نگی نوساوی من / خرنگه ی بازنه ی یارم دی

پس از روزگار مرارتبارم / صدای گرفته ام / و نوای النگوهایش که از دور می آید

ساقی ساقی بو دیتنی چاوانت هاتوم / ساقی برای دیدن چشمهایت امده ام

ساقی بلی تو خوا بوچی به ته نیات هیشتوم / تو را قسم بپرس از چه رو تنهایم گذاشته است

له دوای غه مباری من / ده نگی نوساوی من / خرنگه ی بازنه ی یارم دی

پس از روزگار مرارتبارم / صدای گرفته ام / و نوای النگوهایش که از دور می آید

برداشت از وبلاگ کوهستان رامیار گیان

 

تمرین در ارتفاع کم برای صعود به قله های بلند

خانم اوه ... کره ای

اخیرا سالنهای سنگ نوردی با استقبال زیاد کوه نوردانی روبرو شده اند که برای آماده سازی جهت صعودهای بلند خود به آنجا روی آورده اند. کوههایی نظیر اوریزابا 5610 متر در مکزیک، راینر 4393 متر در ایالت واشنگتن که از لحاظ ارتفاع دارای اکسیژن نسبتا کم ولی کافی هستند برای تقویت و فعال کردن قلب و ریه مکانهای مناسبی به شمار می آیند. شیوه تمرین و مشکلات شهرنشینی موجب شده تا علاقمندان صعود به این قله ها مجبور به تمرین در ارتفاع کم شوند.

خوشبختانه راههای آماده سازی مناسبی برای این افراد وجود دارد که ضمن دور بودن از خطرات تمرین در ارتفاع، بیماریهای ارتفاع را نیز به همراه ندارند و البته در شهرها و بخصوص نقاط کم ارتفاع قابل اجرا بوده و نشاط صعود را نیز به همراه دارد.

تمریناتی که قادرند بهترین اندازه ومیزان Vo2 max (حداکثر اکسیژن مصرفی) را نیز به بدن برساند.

مقدار اکسیژن مصرفی، مستقیما بستگی دارد به میزان کار یا فعالیتی که بدن انجام می دهد. برای مثال کوه پیمایی با سرعتی معین نیاز به مقدار اکسیژنی معین دارد. همانطور که کوه پیمایی با سرعت بیشتر، اکسیژن بیشتری را طلب می کند.

وقتی شما با سرعتی بیش از توانایی بدنتان قدم می زنید یا می دوید، به طور قطع اکسیژن بیشتری را نسبت به توانایی بدنتان مصرف می کنید. بر عکس آن در ارتفاع پائین، مقدار اکسیژن مصرفی کمتر از ظرفیت کاری افراد است، زیرا فشار سهمی اکسیژن در محیط بیش از داخل ششها است.

در واقع مشکل مصرف اکسیژن در ارتفاعات کاهش فشار سهمی هوا (سهم کمتر اکسیژن) است.

بالا رفتن از شیبی حدود 30 درجه و سرعت 5 کیلومتر در ساعت با حدود 15 کیلوگرم بار در سطح دریا، به مراتب راحت تر از همین میزان فعالیت در ارتفاعات کوه راینر است. درواقع شما کمتر از ظرفیت توانائی بدنتان عمل می کنید.

شکل تمرینات

توانایی دریافت اکسیژن در انسانهای مختلف متفاوت است. ممکن است افرادی یافت شوند که توانایی بالایی در اکسیژن گیری داشته باشند (همانند شرپاهای هیمالیا) ولی این امر در افراد عادی بسیار کمتر است. باید بدانیم هیچگاه نمی توان این دو گروه را با یکدیگر قیاس نمود و آنها را برابر دانست - حتی اگر در سطح دریا از توان فعالیت یکسانی برخوردار باشند ( و البته نباید نا امید شد زیرا حد دریافت اکسیژن در افراد عادی با تمرین قابل افزایش است).

شاید تعجب آور باشد، اما یکی از بهترین تمرین ها برای افزایش حجم اکسیژن مصرفی همان کوه پیمایی در سطح دریا بر روی شیبهایی تا حدود 30 درجه با سرعت 5 کیلومتر در ساعت و باری نزدیک به 15 کیلوگرم است. و البته در صورت آمادگی کمتر یا بالاتر رفتن توان بدنی این شرایط قابل کاهش و یا افزایش می باشد.

تمرین ها مناسب مستقیما حجم اکسیژن مصرفی را افزایش می دهد، به شکلی که شما بهتر می توانید به ارتفاعات صعود کنید و با شرایطی بهتر فعالیتهایی سخت تر را انجام دهید. بهترین نوع تمرینات

برترین شکل تمرین همانا تمرین های هوازی نظیر دویدن و دوچرخه سواری است. این تمرین ها حتی می توانند بر روی ترد میل و دوچرخه های ثابت در منازل انجام شوند. البته اگر تاکنون ورزش مناسبی را انجام نمی دادید، بهتر است فعالیت خود را آرام و در مدت زمان کوتاهی آغاز کنید تا به آمادگی بدنی بهتری برسید.

شما می توانید هر هفته بسته به میزان نیازتان مابین 3 تا 5 روز و در هر نوبت از 30 دقیقه تا 1 ساعت با حدود 70% تا 85% ضربان به تمرین بپردازید.

بهترین راه بدست آوردن حداکثر ضربان کسر سن افراد از عدد 220 می باشد. یعنی یک فرد 24 ساله حداکثر ضربانش باید 196 عدد در دقیقه باشد و 70% تا 85% این حد چیزی نزدیک به 137-167 عدد در دقیقه است.

پس از چند هفته و در صورت رسیدن به آمادگی مناسب بدنی قادر خواهید بود مابین تمرینات خود اقدام به افزایش فشار تمرین در فواصل مشخص به شکل اینتروال نمائید. ضمن آنکه می توانید با افزودن تمرینات با وزنه و کوه پیمایی حد آمادگی خود را به شکل مطلوب تری بالا ببرید.

اینک قادر خواهید بود با افزودن یک روز به عنوان تمرینات تکنیکی شرایط کوهستان را برای خود شبیه سازی کنید. کوه پیمایی، پله نوردی با کوله پشتی، سنگ نوردی در داخل سالن هر یک می توانند مکملهای مناسبی در کنار تمرینات دو و دوچرخه باشند. باید مراقب باشید با افزایش حجم و فشار تمرینات آسیب دیدگی به سراغتان نیاید.

شما می توانید سه ماه یا حتی مدت زمانی بیشتر، پیش از آغاز فصل صعود به قلل مرتفع اقدام به آغاز این برنامه نمائید.

البته به خاطر داشته باشید مهمترین مکمل برای تمرین های مناسب بهره گیری از تغذیه مناسب و یک رژیم غذایی کارا زیر نظر پزشک متخصص است.

برای صعود

اینک فصل صعود به قله های مرتفع فرا رسیده خیلی زود کوه نوردان به کمپ اصلی اوریزابا در ارتفاع حدود 3000 متر می رسند و دوره هم هوایی آغاز می شود. در چنین شرایطی، افرادی که در سطح دریا زندگی می کنند نیاز به 2 تا 5 روز اقامت در کمپ اصلی جهت هم هوایی دارند. حتی برخی نیاز به مدت زمان بیشتری دارند ولی در کل این میزان تا حدود زیادی نیازها را مرتفع می سازد. در واقع 5 روز ماندن در کمپ اصلی (نه به شکل استراحت مطلق، بلکه بهتر است با صعود به ارتفاع و بازگشت و شب مانی در کمپ اصلی همراه باشد) بهترین شرایط آغاز صعود را فراهم می سازد (این میزان برای افرادی که در نزدیک کوه پایه ها یعنی در ارتفاع حدود 1500 متر زندگی می کنند یا تمرینات هفتگی صعود به قلل 3 تا 4 هزار متر را دارند بین 1 تا 2 روز می باشد).

همواره باید این امر را در نظر داشته باشید که هم هوایی پایه (پیش از آغاز صعود) برای بدن لازم و ضروری است، تا شخص بتواند با شرایط اخت شود. این کار به شما برای سازگاری با ارتفاعات بالاتر کمک می کند.

فاکتور مهم دیگر در صعود به ارتفاعات جلوگیری از کاهش حجم آب بدن است که عموما از طریق تعریق، تبخیر و تنفس و ادرار دفع می شود. این امر پاسخ طبیعی بدن به فعالیت در ارتفاعات بلند است و می باید با مصرف مناسب آب، از آن تا حد امکان جلوگیری نمود. باید بدانیم ریشه بسیاری از مشکلات افرادی که دارای تمرینات مناسب بوده اند ولی دچار بیماریهای ارتفاع می شوند در همین کاهش حجم آب بدن است. ضمن آنکه این امر (کاهش حجم آب بدن) با کاهش اکسیژن مصرفی نیز رابطه مستقیم دارد، در نتیجه می تواند عامل مناسبی برای بیماری حاد ارتفاع، ادم ریوی، ادم مغزی و .... باشد.

بحث بیشتر در مورد مشکلاتتان در بیماریهای ارتفاع را می توانید با مراجعه به پزشکان متخصص و یا کمک گرفتن از کتب تخصصی جویا شوید.

در پایان لازم به ذکر است این مقاله در مورد تمرینات و بیماری ارتفاع تنها تجربه ای است که در دوران ورزشی کسب شده، امید آنکه مفید واقع شود.

منبع:

http://www.greatoutdoors.com/published

/climb/howtos/lowaltitudetrainingforhighaltitudeclimbing/

نوشته: ريان تيلور

ترجمه و تكميل: رضا زارعی

آغاز فعالیت رسمی دفتر باشگاه کوهنوردی و سنگنوردی ئاورین بوکان

عصر دیروز طی مراسمی با دعوت از پیشکسوتان و کوهنوردان بوکان و با حضور اعضای باشگاه دفتر باشگاه کوهنوردی و سنگنوردی ئاورین بوکان به صورت رسمی کار خود را آغاز کرد.

لازم به ذکر است که باشگاه کوهنوردی و سنگنوردی بوکان از سال 1386 کار خود را آغاز کرده و در سال 1389 با ثبت رسمی به شماره ثبت 1070 به جمع باشگاه های ثبت شده کوهنوردی ایران پیوست .
قابل توجه است که در این باشگاه از حضور تمام رده های سنی استقبال شده و در رشته های مختلف مربوط به کوهنوردی فعالیت در جریان است .
با امید به این باور که بتوانیم گامی کوچک برای خدمت به جامعه برداریم همگام با تمام نهادهای غیر دولتی دیگر حاضر به همیاری در فعالیت های کوهنوردی و خدمات جمعی و انسان پسندانه هستیم

با تشکر: باشگاه کوهنوردی و سنگنوردی ئاورین بوکان

ایا در ارتفاع بالای 8000 متر انسانیت مفهومی دارد؟

انگار این جمله که می گویند بالای 8000 متر انسانیتی وجود ندارد در اعماق افکار جامعه ی کوهنوردی ایران ریشه دوانیده است و خیلی ها مفهوم انسانیت را به فراموشی سپرده اند ! اما بدانید که صعود 6 یا 10 یا 14 قله ی 8000 متری با رد شدن از روی جسد همنوردان و با فراموش کردن مفهوم انسانیت هیچ ارزشی ندارد . و دیر زمانی است که برای من این کلکسیون های 8000 متری بی ارزش شده است کلکسیونی که بوی نفرت می دهد و بوی نا جوانمردی می دهد و بوی حقارت ...

حمید دهقان ثابت کرد دست یافتن بر قله ی 8000 متری و بلندترین آن به راحتی امکان پذیر است اما به جامعه ی کوهنوردی که در شهوت صعود است نشان داد خیلی ها عمیق ترین مفهوم صعود را هنوز نفهمیده اید و نشان داد  که می شود در بلندای 8846 متری بود و کودکان سرطانی را فراموش نکرد !

با عملش نشان داد می شود در بالای 8000 متری انسان بود و قلبت برای انسانیت بتپد !

صعود کوهنوردان به تمامی قلل 8000 متری هیچ افتخاری ندارد اما  مادامی می توان برای آن افتخاری متصور شد که مفهومی عمیق از انسانیت در کالبد ان دمیده شده باشد .  حمید دهقان رفت و ثابت کرد در آن بلندا هم می توان قدر دان بود و از یاد نبرد اخلاق و جوانمردی اوراز ها را و فهماند می توان اشک گوشه ی چشم کودکان سرطانی را هر لحظه در دلهایتان زنده نگه دارید و برایشان در ان اوج ارزوی بهبودی کرد !

باید بر دستان و پاهای انسان بزرگمنشی چون حمید دهقان بوسه زد نه برای فتح اورست بلکه برای انسان بودن و انسان ماندنش در ان بلندای جهان !

 یک قدم مانده به قله ی اورست ..

 yek ghadsam mande be ghole

 به یاد کودکان سرطانی ( مرکز حمایت از کودکان سرطانی - محک )

 مرکز حمایت از کودکان سرطانی - محک

عکسی از تندیس زنده یاد محمد اوراز

ovraz

 زنده باد حمید دهقان و روح بزرگش

پیام حمید دهقان :

salam
in  2 gheteh aks marbot be markaz hemayat az kodakan saratani ast ke man in sood ra be in kodakan aziz taghdim kardeham.
ghorban shoma 
Hamid


بازتاب صعود حمید دهقان در هفته نامه اروپایی rudaw

هفته نامه rudaw که یکی از نشریاتی است که در اروپا چاپ و منتشر می شود در شماره این هفته ی خود خبر مربوط به صعود حمید دهقان کوهنورد کردستانی را به چاپ رسانید که متن خبر را برای مطالعه ی دوستان در وبلاگ قرار می دهم . لازم به ذکر است در شماره بعدی این نشریه این خبر با نوشتار سورانی به همراه عکس قله و مصاحبه ی اختصاصی با حمید دهقان به چاپ خواهد رسید .

Ji zirveya Evereste got “ Alo Kurdistan”

 Rudaw

 با تشکر از دوست بسیار عزیزم جناب آقای منصور صدقی ( هفته نامه rudaw )

همیشه بر فراز همیشه سر افراز

پی نوشت: این بارتاب رسانه ای درحالی است که فدراسیون کوهنوردی ایران حتی کوچکترین اشاره ای به این صعود نکرده است! حتی در حد یک خبر رسانی کوتاه (!)

برداشت از وبلاگ کوهستان

موسیقی : ناز مه که ( ناز کم کن )

این ترانه زیبا یکی از کارهای استاد خالقی است که هر بار شنیدنش من رو سر ذوق می آورد . این ترانه فلکلور کردی یکی از چندین ترانه ای است که زندگی سنتی و عشق و دوست داشتنهای روزهای گذشته روستاهای سرزمینم  را برایم تداعی می کند.

نازدار و نازه نینی  رومه ت گول و شیرینی

وه نه وشه ی نا و په رژینی  شادی دلی غه مینی

***

ناز مه که  نازمه که  گیانه نازت به چه ندی

لیو قه یتانی فه ره نگی چه نه مه ست و مه له نگی

شل وملی خال له ملی چاو به کلی به چه ندی

کچی به حوکمی جوتی شاهید ئه شهه دو شوخ و شه نگی

***

چاوت ره شه و خوماره موژت تیری خونخواره

ئاشق کوژو غه داره دل بو دوریت بیماره

***

بو تو روحم نه ماوه خورد و خه وم خویناوه

په رو بالم سوتاوه چی بکه م جه رگم براوه

برداشت از وبلاگ وهستان رامیار عزیز...:)

عکس زنده یاد محمد اوراز بر فراز اورست نصب شد

کانون کوهنوردان سنندج: در تماس با کوهنورد شایسته ی کردستانی مهندس حمید دهقان با خبر شدیم عکسی از تندیس زنده یاد محمد اوراز بر بلندای رفیع ترین قله ی جهان توسط وی نصب شده است تا یاد و خاطره کوهنورد توانمند و اسطوره اخلاق کوهنوردی کشور برای همیشه جاودانه بماند .

این عکس که از پیکره زنده یاد محمد اوراز که توسط استاد هادی ضیاالدینی ساخته شده بود هم اکنون در رفیع ترین نقطه ی دنیا واقع است .

حمید دهقان ضمن تقدیم این صعود به روح بزرگ اوراز از تمامی دوستانی که پیام تبریک فرستاده اند تشکر نمود و برای آنان زندگی توام با لبخند های فاتحانه ارزو کرد .

همچنین کانون کوهنوردان سنندج در تدارک مراسم استقبال از این کوهنورد شایسته است که پیش بینی می شود کوهنوردان سراسر مناطق کرد نشین در این استقبال به پاس همت بلند و روح بزرگ مهندس دهقان و به حرمت روح زنده یاد محمد اوراز حضوری گسترده خواهند داشت .


جزئیات مراسم استقبال که در سنندج برگزار می شود را در روزهای آینده به استحضار می رسانم .

از حمید دهقان فاتح کردستانی اورست( صعود بدون اکسیژن) ...

حمید دهقان پنجشنبه در حال شروع حمله به قله ی اورست متوجه ی نقصی فنی در کپسول اکسیژن شد و ساعاتی بدون اکسژن رهسپار قله شد . اما از آنجایی که حمل کردن کپسول اکسیژن به قله حتی اگر هم استفاده نشود به منزله ی استفاده از کپسول اکسژن است و این صعود به عنوان صعود بدون اکسژن محسوب نمی شود اما نشان از اراده ی اهنین و عزم بلند حمید دهقان است .

حمید دهقان در تماس قبلی خود مژده ی خبر خوبی برای کوهنوردی کردستان داد  که تا دقایقی دیگر پس از برقراری ارتباط مجدد این خبر را اعلام خواهد کرد .

hamid dehghan

عکس : مسیر کمپ اصلی به کمپ یک اورست

 

اورست و گامهای استوار کوهنورد کردستانی

کانون کوهنوردان سنندج : لحظاتی قبل از ساعت 9 صبح روز پنجشنبه نفسهای کوهنوردان کردستان در سینه ها حبس شده بود و چشمها به گامهای استوار کوهمرد کردستان دوخته شده بود . تا این جملات را بار دیگر از کوهمردی دیگر بشنوند ...

"اینجا قله ی اورست است و من بر فراز قله ایستاده ام "

پنجشنبه ساعت ۹:۳۰ صبح اورست توسط کوهمرد کردستان به زانو در امد و کردستان از تماس های شادمانه و پیامک های شادباش لبریز شد ! بار دیگر اورست به زانو درامد و این بار مهندس حمید دهقان بدون هیچ تریبونی و بدون هیچ حمایت و بوق و کرنایی با اراده ای از جنس کوههای کردستان ، بدون ادعا و بدون حمایت هیچ ارگانی ذیربطی بر فراز بام دنیا ایستاد تا بار دیگر جمله ی زیبای زنده یاد محمد اوراز در دل کردستانی ها زنده شود...

 قه ندیل په روه رده ی کردم / قندیل من را پرورش داد

تا ئیویریست ببه زینم / تا اورست را به زانو در آورم

تا هه مو دونیا بزانی  / تا همگان بدانند

ئه من روله ی کوردی هه ژارم / من فرزند کردستانم

ساعاتی پیش مهندس دهقان خبر بازگشت به بیس کمپ را مخابره نمود و شنیدن صدای فاتحانه اش که همراه با قلبهای مردم این دیار خبر از فتحی باشکوه با روحیه ای ستودنی بود موجی از شادمانی را در دلها پدید اورد ...

زنده باد مهندس حمید دهقان ، زنده باد ایران ، زنده باد کردستان

پی نوشت: پس از بازگشت مهندس دهقان به کاتماندو سعی میکنم عکسهای این فتح را به همراه گزارشی از صعود که کمتر دو ماه به طول انجامید را در اختیار مخاطبان قرار دهم . چشم انتظار بازگشت این بزرگ مرد خواهیم

برداشت از وبلاگ کوهستان... رامیار عزیز

ایران بر فراز کانچن چونگا

عظیم قیچی ساز بر فراز کانچن چونگا ایستاد

زنده باد عظیم

یاشاسین آذربایجان

عکسهای از اردونشینان هیمالیانوردی استان آ-غ

...

...

...

 

 

...

...

تقدیمی از مهدی کریم زاده

با آرزوی موفقیت و بهروزی برای دوستان همنوردم

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب

 

 

ادامه نوشته

حسین مقدم و حقایق مرگ عیسی

خوشبختانه برای رفع شبهات و گمانه زنی ها و تردید های مربوط به اظهار نظر در خصوص وضعیت عیسی در شب قبل صعود حسین مقدم گفته های خودش رو به صورت شفاف عنوان نمود که در وبلاگ آیاز قابل مشاهده است . درود بر حسین مقدم و وجدان بیدارش ...

حسین مقدم از اعضای تیم زنجان که پس از صعود قله ماناسلو هم اکنون به همراه هم تیمی هایش در مسیرترکینگ به سمت کاتماندو در حرکت است. طی تماس تلفنی روایت نوشته شده در این وبلاگ درخصوص چگونگی مرگ مرحوم عیسی شکاری و تنها ماندنش در کمپ 4 را تایید نمود.

وی به نقل از سرپرست تیم زنجان (مسعود بیات منش) عنوان کرد هیچ یک از اعضای تیم زنجان در روز صعود قله از وضعیت نامناسب عیسی میرشکاری اطلاع نداشته اند و هم چادری های وی دیگران را از این موضوع باخبر نکرده اند. حسین مقدم افزود یک روز پس از صعود قله اعضای تیم زنجان با آگاهی از شرایط موجود  برای رساندن وی به کمپ 3 از هیچ تلاشی مضایقه نکرده اند ولی متاسفانه قبل از رسیدن به کمپ 3 جان باخته است.

وی خاطرنشان کرد محمدحسن نجاریان و خانم پروانه کاظمی به همراه پیکر عیسی میرشکاری با هلی کوپتر به کاتماندو رفته اند و هم اکنون در این شهر به سر می برند.

برای روح بلند عیسی میرشکاری آرامش و برای رسانه ها و افکار عمومی سکوت کرده در مقابل ظلم وجدان و انصاف آرزو می کنم.!!

آنچه برای افشای حقیقت و دفاع از حق پایمال شده عیسی که مظلومانه جان سپرد لازم باشد انجام خواهم داد و در این راه از حدی ترسی ندارم و محافظه کاری صفتی است که از آن بیزارم.


صعود سراسری به قله قلات شاه

باری دیگر منطقه سرشاخان این بهشت کوهای کردستان پذیرای چشمهایی شد که پیاپی به دنبال درک زیبای های طبیعت بکر و جان بخش این کره خاکی هستند.میهمانانی مشتاق که گاه برای لمس این زیبایها  راه های نرفته ای بی شماری را میپیمایند و مزدشان رسیدن به کمال در لابه لای سفرهای بی پایانشان.

قه لاتی شاه

لاله واژگون قلاتی شاه ... منطقه سرشاخان

...

عکس از ایاز عزیز

 

تشکر و تقدیراز...

جا دارد از مهمان نوازی کانون کوهنوردان اوراز مهاباد.. هیئت کوهنوردی و کوهنوردان خون گرم مهابادی تشکر کرده و به امید اینکه بتوانیم روزی جوابگوی دستها گرم و نگاه های مهربان این عزیزان باشیم .

خوشحالم که در این برنامه دوستان وبلاگ نوویسم را زیارت کردم  که چند سالی بود میشناختم  ولی از نزدیک سعادت دیدار این عزیزان را نداشتم...

کاک فرید عزیز و رامیار جان از تلاش خالصانه شما برای اجرا و هماهنگ سازی این برنامه متشکرم

مهمان نوازی دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد هم جای تقدیر و تشکر ویژه ای دارد..

در ضمن تشکیل گروه کوهنوردی دانشگاه آزاد واحد مهاباد را هم تبریک میگم.

 

 اسامی تعدادی از وبلاگ نویسان حاضر در برنامه:

سعید صبور و خانم مینو ضابطیان ( وبلاگ دوران )    - آیاز سعید زاده ( وبلاگ آیاز )- جواد حاجی زاده (وبلاگ کوهستان حقیقت ) - ئاوات کریم زاده( وبلاگ لاوی ته ره غه ) - خسرو یوسفی( وبلاگ صدای کوهستان ) - محمد گائینی( وبلاگ ایران را بگردیم )  - کمال عیسی پاک( وبلاگ هلگورد پیرانشار) -زانیار هژیری ( وبلاگ کوهنوردی مریوان ) - فرید صدقی ( وبلاگ کانون کوهنوردان اوراز مهاباد ) - محمد صدقی (وبلاگ داغ داش) - پرویز شجاعی ( وبلاگ ایران سرزمین من )  کیوان قادرپور(وبلاگ اورین ) - سید رضا ( وبلاگ انجمن کوهنوردان مهاباد )– صلاح محمدی( کوهنوردی بوکان )  –آقای غلامی (وبلاگ کوهستان ) – سینا دهقانی ( باشگاه دماوند )- رامیار( کوهستان)- نوید محمدی ( کوهنوردی بانه )

پی نوشت : ممکن است برخی از دوستان وبلاگ نویس را فراموش کرده باشم که  اگر چنین بود امیدوارم دوستان اصلاح بفرمایند .

عکسهای از برنامه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

برای دوست من دعا کنید

خسرو باپیری مربی سنگنوردی داخل سالن بوکان در اثر ثانحه تصادف اکنون در بیمارستان تحت مراقبت است برای خسرو عزیز دعا کنید ...



هاوره ی من زو جا به وه باشگاهی سنگنوردانی بوکان به تو سه فای نیه ... له خدام دا وایه زو چاک بیه وه


خسرو باپیری


چنگ و نی ... هنرمند عدنان کریم

آواز: عدنان کریم ( عه دنان که ریم )

چنگ : تارا جاف

شعر : وفایی

وه کوو نه ی کون کونه جه رگم ، له تاو هیجرانی تۆ بۆیه

به سۆزی نه ی ده سوتێم و ،  به نه غمه ی نه ی ده ناڵێنم

ئه مان ئه ی موتریبی مه جلیس ، به حه قی تاری  روحانی

به لا بێ نه غمه ی که ی سازت ، که ئاوی ئاوری هیجرانه

 ***

ئه تۆ ئه ی رۆحه که م ساقی ، ئه تۆ ئه ی عه مره که م موتریب

په یا په ی لێده چه نگ و نه ی ، ده ما ده م بێنه په یمانه

به تیری غه مزه بمڵاوێنه وه  ، زوڵفم  له گه ردن که

به سه ر هاتومه مه یدانت  ، به دڵ بۆت بومه نیشانه

 ***

ده مێکی مه ست و بیمارم ، ده مێک بێ هۆش و هۆشیارم

چ که س نازانێ ده ردی من ، مه گه ر ئه و چاوه کالانه

هه ناسه ی عاشقان با نه تگرێ ، بێ مروه تی تا که ی

بترسێ ئه ی گوڵی ناسک ، به ده ن له و بایی زریانه  

 ***

ئه گه ر زولفت وه کوو من عاشقی روی تۆ نیه  بۆچی ؟

 سه راپا تێک چووه که وتو وه ته به ر پێت ده ست و دامانه ؟

وه فایی بۆ گوڵێکی سه رو باڵا شێت و شه یدایه

وه کوو قومری ده ناڵێنی ، وه کوو بولبول غه زه ڵ خانه  

 

برداشت از وبلاگ کوهستان... رامیار عزیز

عدالت یا مساوات ؟!!

چه زمان هایی احساس می کنید بی عدالتی در حق شما یا سایرین اتفاق افتاده ؟ آیا در زندگی روزمره تان تجاربی را می بینید که به نظر شما بی عدالتی است ؟ آیا به مساوات و برابری در همه امور زندگی اعتقاد دارید ؟ به نظر شما تفاوت عدالت با مساوات در چیست ؟ کدامیک صحیح و مناسب است ؟ آیا باید بین افراد مساوات و برابری برقرار باشد ؟ یا می بایستی عدالت را جاری و ساری ساخت؟  عدالت  به چه معنا است ؟

 

عدالت یعنی ، قرار گرفتن هر چیزی ، سر جای خودش و به اندازه خودش  !

اشتباه بسیار بد و غلط رایج برخی از ما این است که در افکار و  گفتار و کلام مان از واژه عدل و عدالت به معنا و مفهوم مساوات و برابری استفاده می کنیم .  یعنی بسیاری اوقات ، مساوات و برابری را مساوی عدل و عدالت می دانیم و بر همین اساس می اندیشیم ، صحبت کرده و رفتار می نماییم و به این شکل در حقیقت به خود و سایرین ظلم کرده و اشتباه سنگینی را مرتکب می شویم .

(اغلب سمبل عدالت را زنی که در یک دست ترازو  و در دست دیگر شمشیر دارد می دانند ، که گاهی چشم های زن بسته و گاهی باز است . زن نماد آنیما ، یعنی بُعد عواطف و احساسات است و منظور از زنی با چشمان بسته ، عدالتی است که تنها از جایگاه سر باشد و فقط و فقط رفتار ،‌ مورد قضاوت قرار می گیرد بدون اینکه کوچترین توجهی به دلیل انجام آن و شرایط فرد باشد (عدالت آنیموسی) و منظور از زنی که چشمان باز دارد عدالتی است که در آن هم به رفتار و هم به دلایل انجام آن رفتار توجه شده است (عدالت آنیمایی) )

     

در مطالب پیشین ، بارها درخصوص هویت و فردیت و تفاوت های فردی صحبت کرده ایم و همگی می دانیم که هر یک از ما انسانی منحصر بفرد بوده و با سایرین متفاوت هستیم ، مسلماً این تفاوت به معنای بهتر بودن یا بدتر بودن هیچ یک از ما نیست و بر اساس همین تفاوت های فردی هر یک از ما تجارب متفاوت و منحصر بفردی را نیز پشت سر می گذاریم  ، قطعاً تقدیر هر یک از ما متفاوت از  سایرین پیرامون ماست .

اما زمانیکه ساده لوحانه تفاوت های ظاهری بین داشته ها و نوع و جنس تجارب بین خود و سایرین را دیده و آنها را به حساب بی عدالتی بگذاریم ، همواره نالان و شاکی و ناراضی از این تفاوت ها بوده و می اندیشیم : "عدالت بین ما رعایت نشده " و با استفاده از کلمه عدالت، به جای مساوات ، آنرا زیر سوال می بریم !!!

 به عنوان مثالی ساده یادآوری می کنیم که عدالت در رفتار با فرزند دختر و پسر از جانب والدین ، به معنای رفتار یکسان با آنها نیست، بلکه به معنای دیدن تفاوتهای آنها و لحاظ کردن این تفاوت هاست تا با توجه به آنها بهترین انتخاب را در رفتار با آنها انجام دهند .

                  

همان طور که همه ما باور داریم ، جهان هستی در تعادل است و قطعاً  از کل به جزء ، تک تک اجزاء آن نیز در تعادل با یکدیگر هستند . با هر دین و مسلک و عقیده ای که داریم ، به تعادل موجود در جهان هستی اطمینان داشته باشیم و بدانیم که نظم حاکم بر جهان هستی ، بدون تدبیر و حساب و کتاب نیست !! قطعاً ما دلیل و حکمت بسیاری از تجارب و اتفاقات زندگی خود و دیگران را نمی دانیم اما یقین بدانیم که قطعاً عدالت در کلیه امور زندگی مان از جزئی ترین آنها تا بزرگترین و کلی ترینشان ، جاری و ساری است.

بررسی نحوه فعالیت جنگجوی غیرسازنده در هر یک از ما ... در ادامه مطلب

برداشت از وبلاگ: بیداری قهرمان درون

ادامه نوشته

برنامه اردوی آمادگی و آموزشی تیم منتخب آذربایجان غربی به قلله لنین

احتراما پیرو اردوهای برگزار شده  تیم منتخب استان اعزامی به قله لنین این بار جهت شرکت در برنامه آمادگی و آموزشی  صعود به قله بز سینا در منطقه اشنویه مراطب  رابه اطلاع میرساند . نفرات فراخوانده شده در اردوها لازم است در تاریخ مقرر حضور بهم رسانند                           

مرتضی آزادی     

رئیس هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان آذربایجانغربی

نام برنامه: کار بر روی یخچال شمالی بز سینا

سرپرست برنامه : اسماعیل فرامرزی

مسول فنی وسرپرست دوم برنامه: اسماعیل سپهری

-روز شمار برنامه: پنجشنبه و جمعه 8و9 اردیبهشت

-مکان وزمان حرکت: ورزشگاه تختی ارومیه ساعت 10صبع روز پنجشنبه 8 اردیبهشت

-وسایل و تجهیزات مورد نیاز

-پوشاک و تجهیزات مناسب فصل وتجهیزات کار بر روی یخچال

-چادر و وسایل شب مانی

-وعده غذای دو روز

- کفش و گرامپون

-طناب 11mm هر شهر یک حلقه 50 متری 

-کلنگ- تبریخ-پیچ یخ-نبشی برف-تسمه سه سایز-طنابچه انفرادی -کلاه کاسکت-تونیک –کاربین پیچ3عدد-کارابین ساده 6 عدد –طنابچه ی پروسیک-ابزار حمایت و فرود- ابزار یک طرفه مانند تی بلوک یا ابزار مشابه-  کمکهای اولیه

-و تجهیزات دیگری که باید در برنامه به همراه داشته باشند.

پیشنهاد ما برای ششمین صعود قلم

اطلاعيه شماره 2

ششمين صعود قلم(نظرسنجي انتخاب ميزبان)



پیشنهاد ما برای ششمین صعود قلم

قلات شاه(بوشتو) - ۱۵ و ۱۶ اردیبهشت - مهاباد

با توجه به شرایط آب و هوائی و زیبائی طبیعت منطقه از جمله کوهستان لاله های واژگون پیشنهاد برنامه ما برای ۱۵ اردیبهشت است. اگر پیشنهاد ما رای کافی نیاورد و یا زمان تخصیص یافته برای رای گیری تا بعد از این تاریخ تعیین گردد برنامه ما در ۱۵ اردیبهشت اجرا خواهد شد و ما منتظر دوستانمان خواهیم بود تا در خدمتشان باشیم و حتما در صعود ششم قلم نیز شرکت خواهیم کرد.در صورت تمایل به حضور در این برنامه لطفا تا ۱۰ اردیبهشت اطلاع دهید.

صخره ۸۰متری قله قلات شاه از کمپ اصلی دیده میشود

قلل سپی سنگ و میدان استر در مجاورت قلات شاه

*برای آشنایی بیشتر با این برنامه و دیدن عکسهایی از منطقه به ادامه مطلب بروید*



اين برنامه با همكاري هيات كوهنوردي مهاباد و دوستانمان از

سقز(رامیار) و پيرانشهر(کمال) و بوكان(سوران-شوانه-کیوان-آوات) و مریوان(زانیار)

 برگزار خواهد شد

براي راي دادن حتما به وبلاگ رسمي صعود قلم برويد

برداشت از وبلاگ کانون کوهنوردان اوراز مهاباد... کاک فرید عزیز



ادامه نوشته

ته ره غه مسیر آسمان

آسمان

موسیقی: ناله ی بولبول

ترانه ای دلنشین و زیبا از هنرمند عدنان کریم در البوم ( وفایی -سال ۲۰۱۰ )

 

بولبول وه ره تا روحی من و تویه بنالین ( بلبل بیا تا روح در تننمان است بنالیم )

تو باخی گولانت چووه ئه من داخی دلانم (تو باغ گلهایت رفت و من عزیز دلم )

تا بادی خه زان دایه گول و به رگه ی ره زانم ( تا باد خزان گلها و برگهای تاک را برد )

سه د جی وه کوو بولبول به جگه ر داخی خه زانم ( خزان صدها بار داغ دل من بلبل را تازه خواهد کرد)

ئه ی مه عده نی شیرو شه که ر ئه ی دولبه ر و دلبه ر ( ای معدن شیر و شکر ، ای دلبر و دلدار! )

ئه ی تازه گولی داره گولی باخی جنانت ( ای نو گل درخت شکوفه های بهشت !)

که س سرری ده م عیشقی نیهانی نه ده زانی ( سرَ عشق نهان را کس نمی دانست )

 ئه شکم بوه هه م بازیی هه مو رازی نیهانی  ( هم بازی این راز نهان اشکم است )

تو چونکه له له یلی گه لی شیرینتری بویه  ( چون تو از لیلی بسی شیرین تری ...)

مه جنونی ده رو ده شتم و فه رهادی زه مانم ( مجنون دشت و کوهم و فرهاد زمانم ... )

ئیشم هه موو نالانینه له ئیشی دلی ریشم  ( روزگارم همه نالیدن از درد دل ریشم )

کارم هموو گریانه  له به ر ده ردی گرانم ( پیشه ام گریه است از غم عمیقم ...)

فه رمو ی که له گه ل هاتمه تو روح بده چاوم  ( گفت که با تو آمده م روحت را فدا کن ...)

سا ساقی ده سا جامیکه هه روا نیگه رانم ( ساقی ! دیر زمانی است که اینگونه نگرانم !)

جه ذبه ی نیگه هت هوشی نه هیشتم به بروتو ( مدهوش و مست نگاه و ابرویتم )

قیبله م چوه تا مه ستی مه یی پیر موغانم ( قبله ام رفته است و من مست می پیر مغانم ...

 

 

پی نوشت : ترانه های عدنان کریم به لحاظ موسیقی - شعر به نظرم کم نظیر هستند و شاید پس از استاد خالقی صدای عدنان کریم بیش از همه به دلم می نشیند . عدنان کریم یک سال است به گروه کامکارها پیوسته است .

برداشت از وبلاگ رامیار عزیز... کوهستان... :))

موسیقی : ترانه بهاری

ترانه ای از استاد مظهر خالقی

ئه ری هاره  قه لبه زو تاقی کوساران ( نوای کوهساران و کوهستان قلبزه )

ئه ری قاسپه قاسپی که و له ناو نساران ( ترانه خوانی کبکها در کوهساران )

زولفی شه وه چاو به خه وه خه رامانه مانگه شه وه گیلگیله شیلانه که ی

چاو به کله خال له مله دولبه ری من نه رم و شله دیته و له نیو رانه که ی

( و روی او همچو مهتاب در میان زلفان شبگونه و گیسوی درهم تنیده همچون درخت شیلان

دلبری زیبا و خرامان و بازگشت از میان رمه )

ئه ری سروه ی نه سیمی سه رله به یانی ( وزیدن نسیم صبگاهان )

ئه ری هاره و هه یاسه ی ژن له ری کانی ( زمزمه ی زنان در مسیر چشمه سار )

ئه ر ی هاوار و هاژه ی چوم له روباران  ( صدای خروش آب در بستر رود )

ئه ری وه ک نه غمه ی ژینه گیانه له لای دلداران ( همانند نغمه ی زندگی است در نگاه عاشقان )

 

پی نوشت: از انجایی که در مصرع اول به یک منطقه ی خاص اشاره شده است گمان می کنم کوهستان قلبزه منظور بوده است . در غیر این صورت دوستان اصلاح بفرمایند !

برداشت از وبلاگ: رامیار عزیز...کوهستان... :))

نیم نگاهی به جایگاه اخلاق و منش کوهنوردی


 

یاد بود زنده یاد محمد اوراز در بوکان

گفته شده و بسیاری از ما باور داریم که کوهنوردی یک روش زندگیست زمانی که سخن از روش به میان آمده و رهروان این وادی با تمام وجود این حقیقت را لمس کرده اند  چرا نباید با دیدگاهی وسیعتر به مسائلی که در این جامعه بزرگ، رو به رشد و جوان پسند وجود دارد  صحیح برخورد کنیم؟

آیا ما در اندیشه  ترویج منش و اخلاق کوهنوردی بوده ایم یا خود در این راه گامی برداشته ایم  تا با توجه به این رویکرد در کنار قهرمان پروری به رفتار پهلوانی و منش انسانی  هم مانند یک اصل بها داده شود و در مسیر تکامل برای فتح قله های بلند از  کوهنورد در صف بی شمار فاکتورهای که فتح قله را ممکن میسازد فتح قله های شرافت وانسانیت هم طلب می شود. در تاریخ کوهنوردی و در طبیعت کوه مردان واقعی این فاکتور جایگاه ممتازی دارد. کوه نوردی ورزش روشن فکران و انسانهای اکتیو بوده و کوه آوردگه تن وجان وآرامگه روح لطیف کوه مردان است نه ورزشی برای خود نمایی و رقابتهای گاه ناسالم .

پس بیاید دست در دست هم والاترین اصل کوهنودی را زنده نگاه داریم .

جای تامل است که نقش فدراسیون کوهنوردی ، انجمن و هیئت ها  و گروهای کوهنوردی  در رسیدن به معنای واقعی این فرهنگ از همه پر رنگ تر است و در این میان پیشکسوتان و قهرمانان و مربیان هستند که میتوانند در هر یک از کانی های یاد شده که هستند نقش کلیدی ایفا کنند تا دریای افتخارت کوهنوردی از منش و جوانمردی خالی نباشد و چه بهتر که بخشی از هزینه های هنگفتی که خرج کوهنوردی میشود به امر فرهنگ سازی در کوهنوردی  اختصاص داده شود .

لازم به یاد آوریست که بخشی دیگر از این بار بر دوش اهل قلم و کوهنویسان است و نقش مجله ها و وبلاگهایی که در این ضمینه فعالیت میکنند بسیار تعیین کننده است و من بیشتر دغدغه ها  را از جانب رسانه ها  میبینم که حساسیت و فعالیت را بیشتر به موفقیت و عدم موفقیت در برنامه های  کوهنوردی معطوف کرده و به دیگر ابعاد آن کمتر توجه شده است و این مهم باعث شده که کوهنوردی کاملا تک بعدی و بر پایه تظاهر به موفقیت و گریز از عدم موفقیت در برنامه ها ،حال به هر قیمتی  معطوف شده است.

کوهنورد بویژه نسل جوان و جویای نام در این میان پیرو و طابع شرایط است و اگر قصور و کاستی باشد مقصر اصلی کسانی هسستند که سیستمها را اداره میکنند . اگر در یک سیستم به منش و خصوصیات اخلاقی بها داده شود جوان جویای نام در کنار بالا بردن دانش کوهنوردی و توانایی فیزیکی نیم نگاهی هم به فرهنگ و منش کوهنوردی خواهد داشت وخود را با آن هماهنگ و از آن بهره خواهد برد.  

هرچند واقعیتی تلخ بر کوهنوردی ایران حاکم است ولی رهایی از ان در گرو تمرکز برروی  این  اصل بوده واز آن گریزی نیست .

 الفاظی چون کوه مرد، جوانمرد ، شیر زن و پهلوان برازنده تمام کوهنوردان ایران است پس بیاید با درایت و برنامه ریزی برای این مهم کوهنوردان و پشتوانه های کوهنوردی ایران را از ان بی نصیب نگذاریم.

بیاید پهلوان پروری کنیم و بدانیم که عمر قهرمانی کوتاه است.  

    خودمانی ...(دل نوشته)

بیاید لا اقل با خودمان صادق باشیم (صداقت) و صادقانه خود را باور داشته باشیم (ایمان) و با ایمان به توانای های خود برای رسیدن به هدفهای انسانی گام برداریم (هدف) هدف گرفتنی نیست و نمیتوان از کسی طلب کرد، اصلی است که صادقانه در باورهای ما بوجود می آید و باید برای رسیدن به هدف خود بجنگیم .هدف من از برای من است  پیش به سوی هدف... و در راه رسیدن به هدف است که در میابی، تنها نیستی و همراهانی واقعی داری که هر یک برای خود هدفی دارند . و تنها همسویی در راه رسیدن به هدف است که کوهنوردان را  قوی،  یک دل و پهلوان منش میسازد.

 عکس از آرشیو باشگاه کوهنوردی و سنگنوردی بوکان

 بیاید شک نکنیم چون تنها نیستیم

مهدی کریم زاده...عضوی از جامعه بزرگ کوهنوردی ایران

بالهای اشتیاق

چون وجود بيقرارم ناشکيبی می نمود 

بالهاي اشتياقم شعر رفتن می سرود 

شعر رويابي شدن،غايي شدن،راهی شدن 

قطره آبی شدن،جاری و دريايي شدن 

آرزوهاي بلندم پای را در راه کرد 

پای را در راه پر سبز و ره دلخواه کرد 

پايم امّا مبتلا شد در وجودخاک سرد 

ابتلا برخاک تيره اشتياقم سردکرد 

برگهاي اشتياقم يک به يک پژمرد و مرد 

باد بي هنگام سردی برگهايم تند برد 

شعر من شعری که از پرواز رويا گفت بود 

آرزوهايي که دريا ديده بودوبانگ رود 

باز امشب قصد کردم ناشکيبی سر دهم 

بالهاي اشتياقم را به رفتن پر دهم.

تقدیم به یک دوست...

آخرین اردوی انتخابی تیم  استان آذر بایجان غربی و انتخاب نفرات اصلی و ذخیره تیم اعزامی به قله لنین

آخرین اردوی انتخابی تیم منتخب استان آذربایجان غربی با انتخاب نفرات اصلی و ذخیره تیم اعزامی به قله لنین ،تاریخ 17 الی 19 فروردین در کوه چال با ارتفاع 3608 متر در منطقه ترگور ارومیه نزدیک به نقطه صفر مرزی با کشور ترکیه  برگزار گردید. و نفرات برتر شهرهای استان با پشت سر گذاردن اردوهای متعدد و یک دوره تست آمادگی جسمانی در پایگاه قهرمانی استان مشخص گردید .آخرین اردوی انتخابی  با جلسه ای که در شب چهارشنبه ،در ورزشگاه تختی ارومیه برگزار گردید آغاز و در آن سرپرست  تیم و مسول فنی و مسئول تدارکات و پزشک تیم  معرفی و هر یک مسائل مورد بحث در زمینه مسئولیت خویش را با نفرات حاضر در اردو مطرح و با نظر خواهی کرده و با تکمیل فرم مشخصات فردی توسط اعضای تیم جلسه به اتمام رسید.

 روز پنجشنبه و جمعه با حضور در منطقه چال اردوی سرنوشت ساز برای تیم اعزامی به قله لنین آغاز شد و با دو روز فعالیت در شرایط سخت جوی نفرات تیم توسط مربی و سرپرست برنامه مشخص گردید.

نفرات تیم اعزامی آذر بایجان غربی به قله لنین با ارتفاع ۷۱۳۴ متر در کشور قرقیزستان

۱. اسماعیل فرامرزی (سرپرست برنامه)

۲. اسماعیل سپهری (مسئول فنی و سرپرست دوم برنامه)

۳. دکتر حسن قاسمی (پزشک تیم)

۴. اصغرعلی محمدی (مسئول تدارکات برنامه)

۵. طاهر پهنایی(مهاباد)

۶. مهدی کریم زاده (بوکان)

۷. نوید توسلی (تکاب)

۸. مهدی شبیه زاده (خوی)

۹. رضا محمد بایزیدی (مهاباد)

۱۰. کیوان قادر پور (بوکان)

۱۱. افشین اسماعیل دوخت (ماکو)

نفرات ذخیره تیم

آرش اسماعیل زاده(مهاباد)

مهدی زکریا زاده (خوی)

رضا فتاحی قاضی  (مهاباد)

مهرداد جعفری(شاهین دژ)

نفرات نام برده فوق ملزم به حضور درتمامی مراحل اردو های آموزشی و آمادگی تیم میباشند

عکسهای برنامه چال در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

ته ر ه غه زیبا و استوار

ته ره غه

اطلاعیه شماره 1 ششمین صعود قلم (فراخوان داوطلبین میزبانی)

با نام و یاد خدا

از کلیه وبلاگ نویسان مرتبط با کوهنوردی دعوت می شود در صورت تمایل به میزبانی ششمین صعود قلم، پیشنهادات خود را با قید موارد زیر حداکثر تا تاریخ ۳۱ فروردین ۹۰ به صورت نظر خصوصی در این وبلاگ (وبلاگ رسمی صعود قلم)درج نمایند. بدیهی است موارد ۴ تا ۶ اختیاری بوده و بستگی به شرایط فرد متقاضی دارد.

۱- نام و ارتفاع و موقعیت قله ی مورد نظر

۲- تاریخ دقیق پیشنهادی میزبان

۳- محل تجمع شرکت کنندگان

۴- تغذیه یا پذیرایی

۵- وسیله ایاب و ذهاب

۶- کلیه خدمات و امکانات احتمالی دیگر

لطفا پیشنهاد میزبانی خود را در بخش نظرات وبلاگ رسمی صعود قلم درج نمائید

صعود مشترک کوهنوردان کردستان به قله قندیل

 

صعود مشترک کوهنوردان سقز، بوکان،نقده و پیرانشهر به مناسبت سالگرد بمباران پیرانشهر و بمباران شیمیایی حلبچه شهید 

راس ساعت ۹صبح از روستای بادین آباد حرکت کرده و ساعت ۱ ظهر در درته نهار خوردیم  و ساعت ۵ عصر در شاخه روخاو چادر زدیم۲۷/۱۲/۸۹ ساعت۷صبح به سوی قله حرکت کردیم و ساعت ۱:۴۵ موفق به صعود قله شدیم .ساعت 5عصر به کمپ رسیدیم  و سر انجام صبح روز شنبه ۲۸/۱۲/۸۹ساعت ۷صبح کرکت کردیم و ساعت۳بعد ازظهربه روستای بادین آباد رسیدیم.

نفرات شر کت کننده:۱- هیوا دادخواه –کاوان- (سقز) ۲- ابراهیم اکبری –فتاح کارگر (بوکان) ۳-منصور گلابی (نقده) ۴-صابر – محمد امین محمدی (پیرانشهر –گروه قندیل) ۵-بایزید نیک بخت –فرعان محمدی (پیرانشهر-هلگورد)

 

برداشت از وبلاگ : گروه کوهنوردی هلگورد پیرانشهر

گزارش تصویری در ادامه مطلب

ادامه نوشته

مراسم آخرین جمعه سال در ته ر ه غه

برای هجده همین سال پیاپی همایش آخرین جمعه سال در کوه زیبای ته ر ه غه با حضور بالغ بر ۱۵۰۰نفر از شهرهای بوکان -مهاباد-اشنویه-سقز-بانه - پیرانشهر - تهران و تبریز در روز جمعه ۲۷/ ۱۲/۱۳۸۹ برگزار گردید.

همایش ته ره غه

لازم به ذکر است که این حرکت خود جوش بوده و هرسال کوهنوردان و دوست داران طبیعت  با حضور در این برنامه با شادی  و در دامان ته ر ه غه به پیشواز عید باستانی نوروز میروند.

...

...

...

 

...

عید نوروز ۲۷۱۱ مبارک