موسیقی:سنتور

سه دای سه نتوره که ت له نگه رمه ئه مشه و / نوای سنتورت تکیه گاهم است امشب

چریکه ی بانگی دل بی شه رمه ئه م شه و / چهچه  ی بانگ دل  بی شرم است امشب

به ناخون کاری فه رهادی له ده ستم / دستانم ( ناخن هایم ) امشب به سان تیشه ی فرهاد است

وه ها شاهو له ناله م گه رمه ئه م شه و  / کوهستان شاهو امشب از ناله هایم پر جوش است...

له ته نیایی به یادی روحی مه جنون / به یاد روح مجنون در این تنهایی

خه یالی گه شت ده شت و ده رمه ئه مشه و / دل هوای گشت و گذار دارد امشب

غوباری خاکی وا حه ق گه ر به هه شت بی / غبار خاک حق اگر از بهشت آید

له د ه رگای تو خه به ر ئاوه رمه ئه  م شه و / این غبار از کوی تو برایم خبر آورده است ...

ئه گه ر چی یارو یاوه ر بون به دوژمن / اگرچه یار و یاور دشمنم شده اند

خه می بی یاوه ری یاوه ر مه ئه م شه و / غم بی یاوری ، یاورم است امشب

له ده وریشم گه ره په روانه نا که م / پروانه ها نیز در اطراف نمی چرخند

له سه ر ری وه سلی نوری هیجره ئه مشه و /  در راه وصال رنگ و بوی هجران است امشب

که چونکه بوی ویسالی توی تیایه / چون امشب بوی وصال تو میدهد

نه سیمی سوبح خه به ر ئاوه رمه ئه مشه و / نسیم صبحگاه برایم مژده ی وصال می آورد امشب

موسیقی : عدنان کریم و گروه کامکارها 

عکس: کردستان - سردشت

خانه ی دوست کجاست؟

خانه ی دوست کجاست؟

در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت

به تاریکی شنها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است

می روی تا ته آن کوچه از پشت بلوغ 

سر به در می آرد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی 

دو قدم مانده به گل

پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی

کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا

جوجه بردارد از لانه ی نور

و از او می پرسی

خانه ی دوست کجاست...

روستاي كوله بي منطقه مرگه ور- اورميه

اردوي هفتم تيم آذربايجان اعزامي به قله لنين به روايت تصوير

اردوي هفتم تيم آذربايجان به مدت 4 روز با حضور كوهنوردان حاضر در اردوها و به سرپرستي آقاي همايون موئيد زاده و همراهي مربيان محترم استاد محمود نظرياني و استاد عباس بياتي در ارتفاعات بز سينا اورميه برگزار گرديد .


عكسهاي بيشتر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

انتشار رای ها در وبلاگهای شخصی

تمامی وبلاگ نویسانی که اقدام به رای دهی نموده اند لطفا جهت بازبینی نهایی آرا توسط اعضای هیئت اجرایی نسبت به درج رای خودشان در وبلاگ شخصیشان اقدام نمایند . رای نهایی بر اساس تائید هیئت اجرایی مبنی بر واقعی بودن هویت رای دهندگان خواهد بود .
...........
رای وبلاگ لاوي ته ره غه خرپاپ است

ته ره غه مسیر هوله گه وره به روایت تصویر

http://menwa.persiangig.com/IMG_5389.JPG

...

http://menwa.persiangig.com/menwa06.JPG

عكسهاي بيشتر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

موسیقی : به ری به یانه

 

به ری به یانه رووناکه ئاسو / سپیده دم است و افق روشن

ئاسوی هیوای کورد موژده بی له تو / افق آرزوها مژده باد بر تو

ده نگی بانگه هه لات له مزگه وتی دی / نوای پیروزی از مناره ها برخواست

بالدار هیلانه ی خه و به جی دیلی / پرندگان از آشیانه هایشان به پرواز در آمده اند

قاسپه قاسپی که و ئاشکرا ئه لی  / نوای کبک های کوهی آشکارا می گوید

کاتی فه رمان هات کورد نابی بنوی / موعد برخواستن است

هه لسه ئه ی لاوی نیشتمانی کورد / برخیزید ای جوانان سرزمین کردستان

سه رده می هه لسان هه ر که سی نوست مرد / در این هنگام برنخواستن همان مردن است

پیویستی پیروز به لام سه خت و ورد / راه پیش رو بسیار سخت و دشوار است

چاوه روانته هه لسه ده ست و برد / اما آرمانمان در انتظار توست درنگ نکن

ترانه : استاد مظهر خالقی

شعر:  ماموستا گوران

برداشت از وبلاگ رامیار عزیز

4 پیشنهاد میزبانی صعود هفتم قلم تا کنون

4 پیشنهاد میزبانی صعود هفتم قلم تا کنون

 

 

برای کسب اطلاع به وبلاگ صعود قلم مراجعه فرمائید

از راهیان «ترانگو» ... گزارش اردوی هفتم

از راهیان «ترانگو» ... گزارش اردوی هفتم

"ما جمعی از دیواره نوردان ایرانی هستیم ... هدف ما صعود برج بی نام ترانگوست! مهمترین بخش کار ما برنامه ریزی و تمرین با هم است ... هرچند موفقیت و صعود نهایی دلچسب و وسوسه کننده است، اما دست در دست هم دادن و خود باوری عنصر اصلی برنامه های ماست" !

...  برنامه و تمرینات این دیواره‌نوردان ایرانی برای صعود ترانگو را همراه با جدیدترین گزارش از اردوی هفتم در وبلاگ خبری این صعود ملاحظه کنید: اینجا

دو کوهنورد کرمانشاهی در راه اورست

                

بر اساس خبر ارسالی یکی از خواننده‌گان عزیز: «رضا شهلایی»  و «دکتر مردان‌پور» از کوه‌نوردان کرمانشاهی روز هفدهم فروردین عازم نپال جهت صعود «اورست» بام دنیا هستند.

به نقل از کوه نوشت

خدایا خودت کمک کن(حمایت از کودکان سرطانی)

در تدارک صعودی برای حمایت از کودکان سرطانی

 غم مخور مادر، ندارد درد من هرگز علاج

 جز خدا در این جهان بر کس ندارم احتیاج

 ریخته موی سرم مادر بگو خوشگل شدم؟

 باز هم پیش شما آیا عزیز دل شدم؟؟؟؟

 مادرم:دیشب که از بالین من گشتی جدا

 دکترم گفتا به من، شاید بری پیش خدا

 مادرم درد سرطانم قدت خم کرده است

 غصه هایم گوئیا عمر تو را کم کرده است.

فرياد هاي خاموشي

دريا، - صبور وسنگين -

مي خواند و مي نوشت

- "... من خواب نيستم !

خاموش اگر نشستم ،

مرداب نيستم !

روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم

روشن شود كه آتشم و آب نيستم !"

***

زنده یاد فریدون مشیری

گوشه ایی از نمایشگاه وسایل زنده یاد محمد اوراز

گوشه ایی از نمایشگاه وسایل زنده یاد محمد اوراز

برگزارشده در روزهای ۳ الی ۵ فروردین ۱۳۹۱ در کانون اوراز مهاباد

 

 

دیدن عکسهای بیشتر از نمایشگاه در وبلاک کانون اوراز مهاباد

برپایی نمایشگاه لوازم شخصی زنده یاد اوراز

به همت کانون کوهنوردان اوراز مهاباد و خانواده ی زنده یاد اوراز عکسها و لوازم شخصی و فنی زنده یاد محمد اوراز اسطوره ی اخلاق کوهنوردی کشور در محل دفتر کانون کوهنوردان اوراز مهاباد از تاریخ 3 الی 5 فروردین ماه برگزار میشود . این نمایشگاه از ساعت 10 الی 13 و بعدازظهر 16 الی 19 برگزار میشود .

 آدرس: مهاباد- خیابان حافظ، ساختمان معاونت عمرانی شهرداری تلفن 2240280 - 0442

 

موسیقی : سالی تازه نوروز ( کردی )

ئه م روژي سالي تازه يه نه وروزه هاته وه / امروز روز نوروز و سال نو دوباره آمد
جيژ نيكي كوني كورده به خوشي و به ها ته وه / جشن کهن کردان با خیر و خوشی دوباره آمد
چه ند سال بوو گولي هيواي ئيمه پي په ست بوو تاكو پار/ سالهاست گل امید ما دربند بوده و اسیر
هه ر خويني لاوه كان بوو گولي ئالي نه وبه هار/ و خون سرخ جوانان گل نوبهار ما بوده
ئه و ره نگه سوو ره بوو كه له ئاسوي بلندي كورد/ همواره همین رنگ سرخ از بلندای افق کردستان
مژده ي به ياني بو گه لي دوور ونزيك ئه برد/ مژده فردای روشن را به ملت کرد نوید میداد
وا روژهه لات له به نده ني به رزي ولاته وه/ هنگام غروب خورشید از بلندای کوههای وطن
هه ر خويني شه هيده ره نگي شه فه ق شه وق ئه داته وه/ رنگ سرخ خون شهید است که میدرخشد
نه وروز بوو ئاگريكي وه ها خسته جه رگه وه/ نوروز بود که آتش این شور را به دلها انداخت
لاوان به عه شق ئه چوون به ره و پيري مه رگه وه/ تا جوانان با اشتیاق به پیشواز مرگ بروند
تا ئيستا رووي نه داوه له تاريخي ميلله تا/ تاکنون در تاریخ هیچ ملتی سابقه نداشته قه لغاني گوله سنگي كچان بي له هه لمه تا/ سینه دختران سپر گلوله های نبرد باشند
پيي ناوي بو شه هيدي وه ته ن شيوه ن وگرين/ برای شهید وطن گریه و زاری نمیکنیم
نامرن ئه وانه وا له دلي ميلله تا ئه ژين / آنان که در دل ملت هستند همیشه زنده اند

پی نوشت : تقدیم به مردم قهرمان سرزمینم

ترانه: حسن زیرک

برداشت: از وبلاگ رامیار عزیز  :)

راه های باهم برنده بودن و گسترش كار تيمي

راه های باهم برنده بودن

http://menwa.persiangig.com/menma22.JPG

گامهاي آخر قله دماوند اردوي تيم هيماليانوردي استان كردستان ارديبهشت 90

 

اول باید با یکدیگر کار کرد ، بعد با یکدیگر برنده شد.

چالش های بزرگ، کار تیمی بزرگ می طلبد، و ضروری ترین صفتی که تیم را در کارهای دشوار موفق می سازد همکاری توأم با همدلی اعضای آن است. توجه فرمایید که نگفتم همکاری زیرا همکاری توام با همدلی فراتر از همکاری است. همکاری یعنی اینکه با توافق با یکدیگر کار کنیم. همکاری توأم با همدلی یعنی اینکه با دل و جان با یکدیگر کار کنیم. اعضای تیم های همدل عالمی دیگر دارند. هر یک از آنها با جانمایه ای به تیم می پیوندد که مناسبات را تحکیم می بخشد و بر نیروی آن می افزاید. حاصل جمع کار تیم همدل از حاصل جمع کار تک تک اعضای آن بیشتر است.

 

چهار تحوّل باید رخ دهد تا همکاری اعضای تیم همدلانه شود:

1- تحولی در برداشت و بینش

در هر تیمی زمینه رقابت وجود دارد. فرزندان خانواده در جلب توجّه پدر و مادر با یکدیگر رقابت می کنند. کارگران یا کارمندان هر سازمانی برای ترفیع و افزایش مزد یا حقوق رقابت می نمایند. (اعضای تیم فوتبال در رقابت هستند که کدامیک بازی را آغاز می کند و چه کسی ذخیره حساب می شود و در کنار زمین به تماشا می نشیند).

از آنجا که هر کسی هدف دارد ، آرزو دارد و رویاهایی در سر می پروراند ، می خواهد که توفیق یابد. اما اعضای همدل تیم یا تیم همدل به جای رقابت مکمل یکدیگر می شوند.

آن ها خود را اندام های یک پیکر می دانند و هیچ گاه نمی گذارند که کار رقابت به جایی بکشد که تیم را فلج سازد.

 

2- نگرش

بعضی ها آنقدر به فکر منافع خود هستند که به دیگران از جمله به اعضای تیم خویش بدگمان می شوند. اما اگر بخواهید ذهنیتّی پیدا کنید که خود و اعضای تیم را به جای رقیب مکمل یکدیگر بدانید هیچ راهی ندارید جز اینکه از بدگمانی خارج شوید و به حمایت از اعضای تیم رو آورید.

این به نگرش ما بستگی دارد، به این معنا که دیگران را با حسن نیّت بدانیم مگر اینکه عکس آن ثابت شود. اگر به مردم اعتماد کنید رفتارتان با آنها بهتر می شود. و اگر رفتارتان بهتر شود، پایه همکاری صمیمانه و توأم با همدلی گذاشته می شود.

 

3- کانون توجه

معمولاً هر اتّفاقی می افتد یکی از دو پرسش را از خود می کنیم: "چه چیزی برای من دارد؟" یا "چه پیامدی برای تیم دارد؟" اینکه کدام در کانون توجّه ما باشید تا حدّی زیاد تعیین می کند که با اعضای تیم رقیب هستیم یا رفیق. اگر فقط به فکر خویش نباشید و اعضای تیم را هم به حساب آورید، می توانید، به گاه ضرورت، به جای اینکه به تنهایی توپ را به دروازه برسانید پیش پای یکی از اعضای تیم خود پاس کنید.

 

4- به نتیجه بیندیشید

با همکاری، همدلی و اتّفاق کارهای بزرگ می توان کرد. اگر خود را دست تنها بگذارید، بسیاری از کارها ناتمام می ماند و بسیاری از فرصت ها از دست می رود. همکاری توأم باهمدلی، چند را چندان می کند زیرا مهارت شما با مهارت دیگران جمع می شود.

آیا با جان و دل همکاری می کنید؟ ممکن است که اخلالی در کار تیم ایجاد نکنید اما این به آن معنا نیست که به نفع تیم کار می کنید. آیا برای اعضای تیم خود همکاری به ارمغان می آورید و بر حاصل کار آن ها می افزایید- و این کار را برای همه حتّی کسانی که خوش تان نمی آید می کنید؟ آیا کاری می کنید که بر تلاش و کوشش دیگران افزوده شود؟ یا اینکه حضور شما در تیم باعث کندی کارها و کاهش کارایی تیم می شود؟ اگر پاسخ این پرسش ها را نمی دانید با همکاران تیمی خود صحبت کنید.

کتاب17 اصل مهم در کار تیمی- با تغییر و تلخیص

"بخشی از دست‌نوشته‌های زنده‌ياد محمـــد اوراز  در صعود به اورست "


تنديس اوراز در سنندج

کسانی که قصد صعود قله را دارند بايستی مرگ را به تمسخر بگيرند....

کمپ اصلی در يک محوطه بسيار خشن مورنی و يخچالی قرار دارد. و دورتا دور آن با کوه‌های بلند و يخچالهای خشن بر روی آنها احاطه شده. کمپ اصلی در يک هلال بن‌بست قرار دارد، که دقيقا در ابتدای آبشار يخی و زير کوه پوموری مي‌باشد. تمام اطراف کمپ اصلی از مورنهای بی‌ثبات و ريزشی تشکيل شده‌است. و پی‌درپی از تپه‌های اطراف سنگهای ريز و درشت در حال ريزش به دره‌ها مي‌باشند و سر و صدای وحشتناکی را ايجاد مي‌کنند. گهگاهی بهمنی يا بخشی از يخچالی فرو مي‌ريزد و تمام منطقه را مي‌لرزاند. يخچال‌هايی بالای سرمان هستند که اگر فرو بريزند عواقب ناخوشايندی را به‌بار خواهند آورد. زير پايمان دائما سر و صدا می آيد و انسان خيال مي‌کند همين حالا زمين دهان باز مي‌کند و می‌شکافد. در کاسه کمپ اصلی گويی ابرها گير افتاده‌اند و مانند ببری خشمگين خود را به در و ديوار قفس مي‌زنند. انسان با نگاه به اين منطقه تصور مي‌کند که شايد بمب اتم در اينجا منفجر شده‌است و گويی نظم و ناظم براينجا حاکم نيست و نبوده‌است.

هيچ‌چيز در سر جای خود نيست و همه چيز به هم خورده. شخص وقتی به اينجا پا مي‌گذارد خيال مي‌کند که از هستی بريده و به نيستی قدم گذاشته‌است. در اينجا مرگ به خوبی احساس مي‌شود. اگر کسی جسارت شوخی با مرگ را نداشته باشد به‌طور حتم اگر شکار طبيعت خشن نشود دق‌مرگ خواهد شد. کسانی که قصد صعود قله را دارند بايستی مرگ را به تمسخر بگيرند در غير اينصورت جريان برعکس خواهد شد......

به سردي و خشني سنگ خو گرفته ام مرا به خانه مبريد كه زادگاه من كوه است

پستي از سر دل تنگي و با يادي از محمد اوراز كه در راه رسيدن به  هدف جان داد و جاودانگي ستاند.


تركيب تيم آذر بايجان اعزامي به قله لنين در تابستان 91

تيم آذربايجان به سرپرستي آقاي همايون موئيد زاده كه در تابستان تا زمستان امسال اردوهاي آمادگي متعددي را پشت سر گذاشته در تابستان سال 91 در برنامه ي 22 روزه قصد صعود به قله لنين با ارتفاع 7134 متر از قلل پامير در كشور قرقيزستان را دارد .

لازم به ذكر است كه در تركيب اين تيم رحمان فهيمي و منصور عزيزي از بوكان نيز حضور دارند كه منصور عزيزي با 18 سال سن جوانترين عضو اين تيم بشمار مي آيد

1 – همایون مؤیدزاده سرپرست برنامه                9 – رحمان فهیمی 

2 –   دکتر نوری  پزشک تیم                          10 – بهروزامینی

3 –   احسان رحیمی مدیر فنی                         11 -  حسن  تواضع

4 –  جواد حقیقی                                        12 – منصور عزیزی

5 –  حسین بانی                                         13 – امین عسگرپور

6 – بایزید نیکبخت                                      14 – علی شافع

7 – عبدلکریم معروف زاده                            15 –  فرامرز حسین زاده

8 –  نوید توسلی

براي اين تيم آرزوي موفقيت و سربلندي را داريم

                       

ترانگوی ایرانی

*روی عکس کلیک کنید*

چند نگاره در آغوش زمستانی ته ره غه

 

ته رغه جمعه  ۵ اسفند  به همراه دوستان

ته ره غه ئاوایی سه ید ئاوا

به رزایی ته ره غه  کات ژمیر ۴:۱۰ دوانیوه روی روژی ۵ ره شه مه

ئاریا رستمی و سالار یوسف زاده (لاوانی ته ره غه)

به رزایی ۲۲۲۰ متری ته ره غه

عبدالخالق شریفی و ئاوات کریم زاده  

هر آنچه باید در مورد ریزش بهمن بدانید!‏

چرا بهمن در کوهستان اتفاق می افتد؟

هر سال در سراسر جهان بیش از یک میلیون بهمن اتفاق می افتد. وقوع بهمن رخدادی طبیعی در کوهستان است. در کوه های ایران نیز این روند وجود دارد و در فصل های زمستان و بهار شاهد سقوط بهمن های بسیاری هستیم. در کوهستان شمال تهران نیز هر سال بهمن اتفاق می افتد که متاسفانه باعث مرگ تعدادی از هموطنان می شود.

منبع: سنگنوشته های مهزیار

                                                        ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

 

ادامه نوشته

موسیقی : شیرین شیرینه

ترانه ای زیبا و فلکلور از استاد مظهر خالقی اسطوره ی موسیقی کردستان تقدیم به علاقه مندان

به به رد ئیتر قه ت شیشه ی دلی ئاواره مه شکینه

له ناو زومره ی ره قیبان ئاشقی بیچاره مه شکینه

شرین شیرینه ، شیرین شه مامه

ساتی نه تبینم خه وم حه رامه

ده خیلم ئه ی نه سیمی سوبحگاهی مه سکه نی دلمه

په ریشانی مه که تو زولفی ئه و نازداره مه شکینه

شرین شیرینه ، شیرین شه مامه

به خوا نه تبینم خه وم حه رامه

برداشت از وبلاگ رامیار عزیز

نگاهی بر تپه باستانی قلایچی-Qalaichi tapa

تپه باستانی قلایچی در هفت کیلومتری شمال شهر بوکان واقع شده و یکی از مراکز تمدن مانایی ها به شمار می آید.

http://menwa.persiangig.com/qalaichi%201.jpg

 

متسفانه قبل از اینکه کاوشهای باستانشناسی بر رویی این مجموعه صورت بگیرد بصورت غیر قانونی کاوشهای انجام گرفته که مجموعه ای نفیس از آجرهای لعابدار و اشیای قیمتی کشف شده در قلایچی سر از بازارهای خرید و فروش عتیقه در آورده است .

همکنون بسیاری از اشیاء این مجموعه توسط مجموعه داران خصوصی یا در موزهای خارجی مانند

(موزه ملی توکیو ، موزه شرق باستان ، توکیو ، و مرکز فرهنگی خاورمیانه ژاپن) خریداری  شده و نگهداری میشود.


http://menwa.persiangig.com/240px-Mozeh-japan-boukan.jpg
آخر لعابدار قلایچی در موزه ژاپن

در کاوشهای که بر روی این مجموعه صورت کرفته و با مطالعه کتیبه قلایچی در بخشی از این مجموعه معبدی و جود داشته که به خالدی (خدای جنگ) و حداد (خدای طوفان ، صاعقه و رعد و برق)اختصاص داشته است.

http://menwa.persiangig.com/bukan_glaze_qalaichi2.jpg

در ادامه ی  کاوش و حفاریهای صورت گرفته بر روی قلایچی بقایای معماری سازه هایی به وسعت یک هکتار بدست آمده  که معبدی با سالن وستونهای متعدد و معماری منحصر بفرد از آن جمله است که نمای داخلی آن با گل قرمز و دکوراسیون خارجی آن با آجر لعابدار تزین شده و فقط بقایای آن بافی مانده است

http://menwa.persiangig.com/qalaichi%203.jpg

...

http://menwa.persiangig.com/fig2a.jpg
نمای از محوطه قلایچی

سایت باستان شناسی Qalaichi و کتیبه آن با ارائه اطلاعات ارزشمند در مورد به رسمیت شناختن آداب و رسوم وفرهنگ جامعه Mannaean  نقش مهمی در گشودن صفحاتی دیگر از تاریخ این ملیت  کهن را رقم زده است.


...

http://menwa.persiangig.com/qalaichi.jpg
...

 به امید روزی که شاهد احداث موزه ای در بوکان باشیم که بتوان مجموعه های را که در  آوردگاهای  تاریخی منطقه بدست آمده را در ان جمع آوری کرد.

نوشته از خودم

منبع: Yousef hassanzadeh

نظر خواهی در مورد مفهوم یک عکس...

لطفا برداشت خودتون رو از مفهوم عکس بیان کنید.

http://menwa.persiangig.com/edalate%20sefid.jpg

پی نوشت: این عکس توسط یک دوست برام ارسال شده ...

بر پایی نمایشگاه عکس با موضوع طبیعت توسط اعضای باشگاه ئاورین بوکان


http://menwa.persiangig.com/1.jpg

کتبه ی مربوط به دوره اوراتو بر روی دیواره کوه ته رغه  

حکومت اورارتو  800 سال قبل از میلاد مسیح در منطقه ای مابین دریاچه وان و دریاچه ورمه تا سیوان در ارمنستان امتداد داشته است.

http://menwa.persiangig.com/UrartuMap2.jpg


 پادشاهان این دوره سنگنوشته های متعددی در کوهای این مناطق به جا گذاشته اند که یکی از معروفترین دستنبشته های آن ، دستنبشته ی که له شین شنو است.


کتیبه ای دیگر مشابه به همین مضمون که در کتیبه کیله شین نوشته شده در کوه ته رغه در 20 کیلومتری شهرستان بوکان  وجود داشته که  تا سال 1380 هم برقرار بوده که متاسفانه توسط عده ای از خدا بی خبر شکسته و به غارت برده شده است.

http://menwa.persiangig.com/1254613.gif

منطقه پیر سلیمان و کوه ته رغه دارای پیشینه ی چند هزار ساله بوده  که تا کنون کاوشهای باستانشناسی در این محدوده انجام نشده و ناشناخته باقی مانده است .

وجود کتیبه ای از حکومت اورارتویی ها در قلب حکومت مانایی ها  ( استناد به سنگنبشته ی قلایچی ) خود سوال بر انگیز است .و جا دارد در این ضمینه مطالعات و کاوشهای بیشتری صورت گیرد .

http://menwa.persiangig.com/80_2291urartu_19.jpg

امید که بتوان مشابه کتیبه ربوده شده را در نزدیکترین مکان به محل قبلی توسط هنرمندان سنگتراش بازنویسی و نسب نمود.

(تا لا اقل خدای خالدی مردم این دیار را از قهر و غذب دور بدارد... اشاره به قسمتهای از ترجمه کتیبه ته رغه)

صعود زمستانه کوهنوردان شمال غرب کشور به کوه رندوله 3011 متر

پنجشنبه و جمعه ۸ و ۹ دیماه صعود زمستانی کوهنوردان شمالغرب کشور

 به قله ی (۳۰۱۱ متری)"رندوله" ی اشنویه به مناسبت گرامیداشت یاد و خاطره استوره کوهنوردی محمد اوراز و یار پرتوانش مقبل هنرپژوه برگزار گردید


عکس از کیوان رسولی آذر

لازم به ذکر است که این برنامه با میزبانی هیئت کوهنوردی شنو و حضور بیش از 150 کوهنورد از شهرهای مهاباد- بوکان-بانه- سردشت-نقده – پیرانشهر- اشنویه- سقز – سنندج – تبریز – اورمیه در هوایی مطبوع و با مهمان نوازی میزبانان محترم برنامه به خوبی برگزار گردید .

موسیقی : چاروکه سور

 توصیف زیبایی ها و دلبری های یار در ترانه های فلکلور کردی را می توان ویژگی بارز موسیقی این دیار دانست ، نواهایی که برگزفته از فرهنگ و طبیعت است و شرح نازکردن ها و دلبری های معشوق گویی ریشه ای به اعماق تاریخ فرهنگ مردمان این سرزمین دارد . فرهنگی که در سنگ به سنگ کوهستانهایش نقش بسته است و زندگیشان را رنگ داده است ... "ساده و بی آلایش"

این ترانه یکی از قدیمی ترین ترانه های کردی است که توسط استاد مظهر خالقی خوانده شده و پیش از وی نیز هنرمندان کردستانی  ان را خوانده و نواخته بودند .

ئه و چاوه چاوی بازن / خومارو پر له نازن

گاه به په نجه گاه به ناز / مردنم ئاوات خوازن

چاروکه سور توبه بی / کولوانه سور توبه بی

من ئه و یاره م خوش ده وی / فیری توله و هوبه بی

http://menwa.persiangig.com/image/DSC00353.JPG

ئاگری شه وی نوروزی سالی ۱۳۸۷ برده زدد بوکان

منبع آهنگ:وبلاگ رامیار عزیز

باخودم چه بگوییم...

یک روزسرد  پاییزی در زیز اشعه های کم رمق نور آقتاب ناخواسته به سکوت عمیقی فرو رفتم قبل از آن در (وسوسه ی خواندن صفحاتی از یک کتاب بودم که نسخه ی دیگری توجه من را جلب کرد صفحاتی از اواسط کتاب را باز کردم قسمتهای از داستان موسی و 10 سال شبانی، برای در امان ماندن از دست فرعون را خواندم  به فکر فرو رفتم وبه احساس ناخواسته ای که در ابتدا اشاره کردم رسیدم)خواستم کل روز را باخود خلوت کنم و به چیزی فکر نکنم نکته ای که در شرایط امروزی به ندرت امکان پذیر است. در برابر نور آفتاب پاییزی دراز کشیدم ... موبایلم هواسم را به خود جلب کرد ، خاموشش کردم و از جلوی دید دورش کردم این بار ناخواسته دوخت بالشی که سرم را بر روی آن گذاشته بودم توجه من را به خود جلب کرد باخودم گفتم اینجا همه چیز مصنوعیه حتی دوخت بالش هم از این قاعده خارج نبود نمیخواستم به چیزی فکر کنم اما این کار امکان پذیر نبود

در  زیر نور کم رمق خورشید که از پنجره اتاق به داخل میتابید دیگر بار خواستم خود را از هر قالبی تهی کنم احساس کردم همین کار هم خود رفتن در قالبی است چون برایم امکان پذیر نبود .

در کوچه پس کوچه های ضمیر خود آگاه و ناخود آگاهم میچرخیدم ناخواسته به اولین باری که در خاطرم بود و پای به دامان طبیعت گذاشته بودم رسیدم راه های رفته را در ذهنم میرفتم تا به اولین باری که به نیت کوهنوردی کوله بر دوش نهاده بودم رسیدم (پنداشتم تا این لحظه چه روح سرکش و وحشی داشته ام )

کوله ای که بر دوش گرفته بودم آغاز فراگیری قواعد و قوانینی بود که برای کوهنوردی لازم به نظر میرسید بااشتیاق به فراگیری ادامه میدادم از هر دری که به کوهنوردی مربوط بود وارد میشدم هدفم تعالی با استفاده از آموختن قواعد بازی بود .

تلاش برای رسیدن به مقاصدی که در حرفه ی کوهنوردی مد نظر جامعه بود در من کم بار نبود ولی همیشه یک حس درونی با من بود که نتیجه حضور این حس در دست یابی به ناشناخته های دنیای شخصی ام که هر بار از دری وارد و از دری رانده میشدم بمانند سرابی بود میرسیدم ولی هر بار دورتر مینمود .

هر بار با برداشتی عمیقتر از این ناشناخته ی درونی گام به دامان طبیعت می نهادم چراغی روشن مییشد و چراغی خاموش از پس آن پدیدار میشد ...

در این پانزده سال و اندی که به خواست خود کوله بر دوش گرفته و تا اکنون که این مکتوب را مینویسم در خود به لحظاتی اندیشیده ام به مکانها و تلاشهای که پشت سر نهاده ام ، به گم شدن در کوهستان از شهامت فرود دو نفر بر روی میخی دست ساز به ناچار به شکاف یخی که در آن لحظه نه راه پس داشتم نه پیش  از عمیقترین و تاریکترین غارها در گیرو دار سفری یا نیش و پیش گرامپونهایی که معذور از برقراری بر روی سنگ و یخ مرا به سقوطی چند ده متری کشانده بود ...

بیاد آوردم کسانی را که مشوق من بودند و آنانی را که من مشوقشان بوده ام...

این خیال ناشناخته همیشه مرا از گفتن یا گرفتن موضعی قاطع در باره ی کوهنوردی واداشته اما خوب درک کرده ام که در تک تک لحظات سخت و شرایطی که اگر لمس نکرده باشی از خواندن و نوشتنش هم سر در نمی آوری،، اینکه در هیچ یک از لحظات سخت و سرنوشت ساز هیچگاه قواعد و قوانینی که در این پانزده سال در تلاش آموختن آن بوده ام کلید حل هیچ یک از مسائل پیش رو در شرایط سخت و حیاطی کوهستان نبوده است با اینکه راه را برای رسیدن به نقطه عطف احساسات و توانایی های نا مکشوف من هموار کرده اند.

(اینجا قلم گیر میکند ای کاش آنقدر که به فکر قلم بودم میتوانستم به نوشتن تمرکز کنم)

هر بار با اشتیاق به کوه می روم هیچ گاه از راهی معمول و با هدفی خواص در کوهستان گام ننهاده ام و در هر حضور به دنبال رسیدن به نقطه ی عطف و کشیدن خود در چالشی بوده ام که درونم را بشوراند تا چراغی دیگر روشن شود. ( و هر بار و دیگر بار...)

هنوز هم نمیدانم که در آغازم ،پایانم،یا در نیمه ی راه...

همراهی با ناشناخته ی درونم من را به زبانی فراتر از زبان کلام آشنا کرده . در برقراری ارتباط بین دو زبانی که آموخته ام عاجزم . خوب میدانم به جایی رسیده ام که هیچگاه قصد بازگشت ندارم .

هر بار با زخمهای که ناخواسته بر پیکرم به یادگار میماند زخمی در درونم التیام می یابد . چون رسیدن به معشوق آرزوی من است.

مهدی کریم زاده(ئاوات)

پتوی نجات

http://www.namakala.com/Images/Big/455396.jpg


مخصوص مسافرت و مناسب برای گروههای امداد ، پزشکان ، کوهنوردان ، رانندگان ، خانواده ها و...

پتوی نجات با استفاده از تکنولوژی فضایی آلمان ساخته شده است و یک همراه ضروری ضد سرما برای تمام  و سایل نقلیه جاده ای و یک همراه گرم برای کوهنوردان  در شرایط سخت میباشد


توضیحات بیشتر:
این پتو جهت موارد اضطرای ساخته شده و دو منظوره می باشد بدین معنی که شخص را در برابر سرما و گرما حفظ می نماید . اندازه آن در حالت جمع شده به اندازه کف دست می باشد. جنس آن کامپوزیت و کوالیت است . کامپوزیت طبق تعریف انجمن متالوژی آمریکا به ترکیب ماکروسکوپی دو یا چند ماده مجزا که سطح مشخصی بین آنها وجود داشته باشد گفته می شود .

این پتو ضد سرما ، ضد آب ، ضد باد و ضد آفتاب است . سمت نقره ای آن جهت گرما و سمت طلایی آن جهت سرما استفاده می شود . 95% گرمای بدن را حفظ می کند . مدلی از این نوع پتو وجود دارد که در برابر آتش نیز مقاوم است . پتوی نجات را می توان در برنامه های کوهنوردی ، اسکی ، غارنوردی و حتی در مسافرت نیز به همراه داشت .

مشخصات :

وزن 50 گرم

ضد الکتریسیته ساکن (مناسب اتاق عمل)

ضد آب و صاعقه

عایق برای سرما و گرما(روکش دو طرفه)

ساخته شده از کامپوزیت و کوالیت

نحوه استفاده از پتو :

1- پتو را کاملاً باز کنید .

2- حدود 30 سانتی متر آن را زیر پای خود قرار دهید .

3- روی بدن کشیده و از پهلوها زیر بدن قرار دهید و مانند کیسه خواب استفاده نمایید

هرکجا خندیدیم زندگی آنجاست

http://www.jeffnewby.com/Photos/Heavens.jpg

زندگی همهمه ی مبهمی از رد شدن خاطره هاست،

هر کجا خندیدیم زندگانی آنجاست

آنکس که از اول می داند کجا می رود...

خیلی دور نخواهد رفت!