۳۰روز از مقاومت گریلاهای قهرمان واحد های مدافع خلق ( ypg ) می گذرد ، ۳۰روز مقاومت تاریخی در مقابل جنایت کار ترین سازمان تروریستی تاریخ ! 

 

جهان در مقابل مقاومت تان  سر احترام فرود اورد مقاومت کنید شما حماسه افریدید 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت 14:40 توسط مهدی کریم زاده...ئاواتMahdi Karimzadeh |

علم تمرین در سنگنوردی

در ادامه مطلب 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت 14:7 توسط مهدی کریم زاده...ئاواتMahdi Karimzadeh |

 

بز سینا از ارتفاعات مه رگه ور است  که مابین اشنویه و اورمیه واقع شده است و با ارتفاع 3480 متر یکی از قله های بلند منطقه بشمار میرود.

 لازم به ذکر است که  رودهای گدار و دیزج از ارتفاعات پر برف این کوه سرچشمه میگیرد و از شمال غربی با عبور از گردنه ای سرسبز به قله دالان پر و از شرق به قله مه رگه زیاره متصل می شود.

 

روز جمعه 27 تیر ماه 93  گروهی 16 نفر از کوهنوردان گروه هاوری بوکان به سرپرستی آقای اسماعیل فرامرزی ساعت5/30 صبح بوکان را ترک کردیم و با عبور از شهرهای مهاباد،نقده و اشنویه به دهستان مه رگه ور و روستای دیزج رسیدیم.

  ساعت 9 صبح با بالا رفتن از جادهی پر پیچ وخم به پاسگاهی در نزدیکی  حصاره بزسینا رسیدیم. ماشین ها را در ورودی پاسگاه پارک کرده و با یک ساعت کوه پیمایی به دریاچه ی منتهی به برفچال بزسینا رسیدیم.

 هوای مطبوع و مناظر چشم نواز منطقه خستگی چند ساعت ماشین سواری را از تن ما زدود. اینجا از گرمای 38 درجه خبری نیست و گاه به گاه احساس سرما میکنیم که نعمتی است در این فصل گرم سال، به راستی که هرگاه بخواهید میتوان در یک زمان چهار فصل را در این بخش از منطقه جغرافیای به راحتی تجربه کرد.

 

 در ادامه به 2 تیم تقسیم شدیم تیم اول با هدایت آقای فرامرزی به سمت قله حرکت کرده و تیم دوم با هدایت این جانب برای کار بر روی برفچال های دائمی بزسینا عازم شدیم.

با هماهنگی که از قبل صورت گرفته بود نفرات مشتاق به مرور مسائل مربوط به گذر از مناطق برفی با همراه داشن تجهیزات و پوشاک مناسب به دو تیم پنج و شش نفره تقسیم شدند و دو گارگاه مجزا تشکیل شد که هدایت کارگاه گام برداری و صعود روی برف را کیوان قادرپور بر عهده گرفت و کارگاه فرود و نحوه مهار، بعد از سقوط به عهدی شیرکو عزیزی گذاشته شد

 من نیز به عکس برداری و فیلم برداری مشغول شدم.

اشتیاق در چهره تک تک نفرات دیده میشود. کار با کلنگ و گرامپون برای تعدادی از نفرات تازگی داشت و رضایت بر کار حاکم بود واین را از تلاش و جدیت تمام نفرات در یادگیری و تسلت کیوان و شیرکو بر مباحث ارائه شده می توان دید.

با اتمام کار آموزش و اعلام آزاد باش به نفرات و برگشتن تیم اول از مسیر قله، من و شیرکو و کیوان برای صعود از دهلیز سمت راست بز سینا از تیم جدا شده و دیگر نفرات تیم به چشمه ای در پایین دست برای استراحت و صرف نهار راهی شدند.

ساعت  دو بعداظهر را نشان میداد که به ابتدای برفچال منتهی به قله رسیدیم آفتاب به دهلیز می تابید و خطر ریزش سنگ هر لحظه ما را تهدید میکرد من جلو تر حرکت می کردم  و در حال فیلم برداری و عکس برداری با صعودی روان به شکل مثلت و با فاصله کم حرکت میکردیم. بعد ار سه طول پیمایش مسیر که بدون طناب حمایت و به صورت آزاد انجام میگرفت، فرو غلطیدن سنگی در ابعاد یک کوله پشتی چهل لیتر و عبور برق آسای آن از کنار ما هشدار، به هوشیاری بیشتر را گوشزد می کرد.  با طی دو طول دیگر به محلی امن در زیر دیواره ای چند متری رسیدم که کنارهای آن از برف چال چدا شده بود. در این قسمت به استراحتی مختصر پرداختیم.

 

سرعت بالای ما این بار به دلیل بالا رفتن شیب با احتیاط بیشتری همراه بود. دهلیز تنگ تر شده و فاصله دو سمت دیواره  به هم نزدیک تر. بعد از طی دو طول دیگر در ادامه دهلیزبه قسمتهای خالی از برف میرسیم. 100 متر باقیمانده تا قله را از شیاری با شیب تند و صرف مدت زمان بیشتر به دلیل عبور تک تک از آن ادامه دادیم که 50 متر آخر منتهی به قله را با طناب ثابت گذاری کرده و این بار گرامپونها و تبر درگیر با سنگ وشن و هربار ریزش سنگ به داخل دهلیز و صدای برخورد و تکه تکه شدن سنگ به دلیل ناپایدار بودن بافت سنگهای دیواره روبرو.

هر سه به سلامت وهمراه با احساسی خوش همراه با موفقیت به قله رسیدیم. گرامپون ها را باز گرده و تبرها را غلاف کردیم و بعد از جمع کردن کارگاه و گرفتن عکس یادگاری متوجه شدیم که صعود دهلیز و رسیدن به قله دو ساعت طول کشید که یک ساعت آن را درگیر 100 متر انتهایی کار بودیم.تصمیم میگیریم که سریعا به سمت پایین حرکت کنیم.

 این قسمت از مسیر  شن اسکی و ناهموار است با عبور از آن به برف چال نزدیک به محل استقرار تیم میرسیم. از آب گوارا و بسیار سرد آن نوشیده و با کمی استراحت چهارو چهل دقیقه عصر هرسه به دوستانمان میپیوندیم. استقبال گرم این عزیزان و صرف نهارو نوشیدنی که برای ما تدارک دیده شده بود خستگی را از تن ما زدود.

شادی همراه با آرامش هدیه بز سینا به تیم 16 نفره ما بود. در ادامه و بعد از طی مسیری بیست دقیقه ای ساعت 6 سوار بر ماشین هایمان با کوله باری از تجربه بز سینا را ترگ گفته و شب هنگام به بوکان میرسیم.

با تشکر از تک تک افراد تیم که با هماهنگی و همدلی در اجرای هرچه بهتر این مهم تلاش کردند و همچنین تشکر از آقای فرامرزی که در این برنامه تجربیات خود را در اختیار تیم قرار داده و ما را همراهی کردند.

با آرزوی سلامتی برای این عزیزان.

به قلم: آوات کریم زاده  

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 12:13 توسط مهدی کریم زاده...ئاواتMahdi Karimzadeh |

روستای هاوشینان یکی از روستاهای  توابع پیرانشهر است، روستایی متروک  که با عبور از کنار روستای دهبکر و در ادامه پیمودن بیست کیلومتر  جاده خاکی ناهموار در ارتقاعات بالای 1500 متر دسترسی به آن امکان پذیر است.

 دهنه غار کشف شده که به علت ریزش یا تخریب نمایان شده  پنج متری دهنه اصلی غار که دیر زمانیست مسدود و از داخل غار این دهنه مسدود به خوبی  نمایان است واقع شده که به دلیل نزدیکی به روستای متروکه هاوشینان غار  در این برنامه به این نام مزین گردید.

در تماسی تلفنی که آقای علی قادری از کارگردانان و مستند سازان به نام مهاباد با آقای وفا سراجی مسئول کار گروه غارنوردی هیئت کوهنوردی بوکان داشتند ایشان از پیدا شدن دهنه غاری در منطقه هاوشینان خبر دادند.

 تیمی چهار نفره از غارنوردان گروه هاوری بوکان با هماهنگی راس ساعت هفت روز جمعه بیست تیر ماه از بوکان راهی مهاباد شدیم و ساعت هشت ونیم  به تیم مهاباد، که آنها هم چهار نفر بودند پیوستیم. در ادامه با دو سیله نقلیه سواری تیبا عازم منطقه شدیم که با مشقت و پیمودن را خاکی ناهموار که در بخشهای نیاز به پاک کردن سطح آن از سنگ و پر کردن چاله ها داشت ساعت ده و ربع  به نزدیکی دهنه غار رسیدیم. در کنار چشمه ای روان و در زیر سایه درختان بارور منطقه اندکی استراحت کرده و تجهیزات مورد نیاز را برداشته با هماهنگی با راهنما منطقه و تیم مستند ساز به سرپرستی آقای قادری به محوطه غار نزدیک میشویم.

با رویت دهنه غار که قطری در حدود یک متر دارد تصمیم به اکسپلوره اطراف غار میگیریم و نیم ساعتی به گشتن اطراف سپری میشود.

با گرد آمدن تیم در کنار دهنه غار و برسی مشاهدات تک تک افراد تیم به این نتیجه میرسیم که غار دهنه دیگری داشته که مسدود شده است.

ساعت یازده و سی و پنج دقیقه را نشان میدهد که هفت نفراز جمله فیلم بردار تیم مستند ساز وارد غار شدیم و یک نفر به عنوان پشتیبان در ورودی غار میماند.

دهنه ای باریک به طول 5 متر در شیبی تند ما را به درون غار هدایت میکند با اینکه چراغ پیشانی ها یمان را روشن کرده ایم اما کمی طول میکشد که چشمهایمان به این نور کم عادت کند. وارد تالاری میشویم که طولی در حدود سی متر و عرضی در حدود پانزده متر دارد. لازم به ذکر است به دلیل شناسایی بهتر تالارها و شاخص های مهم درون غار،آنها  را نام گذاری میکنیم.

 

با ورود به تالار اول تصمیم گرفته شد که این تالار را به یاد کوهنورد فقید محمد اوراز تالار اوراز نام گذاری کنیم بر روی لوح نوشته و در محل مناسب به نام اوراز نصب میکنیم .

از مشاهد غار همانگونه که انتظار میرفت متوجه شدیم که این غار هم به مانند دیگر غارهای منطقه طبیعی بوده وساختار آن متعلق به گروه سنگ های رسوبی است که مبداء این دسته غارها سنگهای شیمیایی یا بیوشیمیایی است که به طور اعظم از کربنات کلسیم در شکل کلسیت تشکیل شده اند که با حل شدن در آبهای حاوی دی اکسید کربن بوجود آمده است.

تلار اوراز و سکوتی همراه با احترام به روح محمد اوراز اشتیاق ما و گروه فیلم بردار را به ادامه کار دو چندان میکند.

تالار اوراز با چند ورودی که یا مصدود و یا بعد از مسافتی کم به پایان میرسد و اثار ریزش و بقایای استخوان در گوشه و کنار آن به شکلی عجیب به چشم میخورد  ما را به سمت تالاری دیگر هدایت میکند که سازه های آهکی به وفور در آن یافت میشود تالاری با چند خروجی و دو معبر مصدود و نه چندان بزرگ که به دلیل وجود گل کلمی های زیبایش نام تالار گل کلمی را برروی آن مینهیم.

با عبور از دروازهء تالار گل کلمی به تالارنسبتا بزرگی میرسیم که در آن استالاگمیت و استالاکتیتهای بزرگ و کوچکی به چشم می خورد. با تداعی تالار کوردستان در غار قلایچی بهشت غارهای ایران نام این تالار را کوردستان مینهیم و در پیچ و خمهای آن گشته و به دنبال راهی به دنیایی دیگر در این نهان خانه گیتی یعنی اعماق وصف ناپذیر زمین این آیت پر از اعجاب الهی هستیم.  بیشتر وقتمان در تالار کردستان سپری شد جای نمانده که نگشته باشیم حتی غیر قابل دست رس ترین قسمتهای سقف غار هم از نظر پنهان نماند از مشاهدات ما در این تالار حوض آبی زیبا در کنار سازه های آهکی چشم نواز بود که اسماعیل نام نهاده شد وسازهء آهکی و شاخص کل غار در تالار کوردستان قرار دارد که  چلوره به ردینه نام گذاری شد و همان یخ شار اما از جنس سنگیش  در زبان پارسی است.

مسیر آب را دنبال کرده و به حفره ای خشک در عمیق ترن بخش غار میرسیم تلاش ما برای گشودن راهی از میان سنگهای فرو افتاده بر روی چاهی که در این قسمت از غار قرار دارد  بی نتیجه ماند . از این قسمت با پایان زمان معیین شده، راه برگشت را در پیش میگریم. فیلم بردار صبور و کارکشته ما همچنان در حال ثبت زیبایی های این غار و فعالیت تیم غارنوردی است.

در یکی از حفره های غار گل کلمی که توجه یکی از دوستان را از قبل به خود جلب کرده بود وارد شده که به نیمچه تلاری زیبا میرسیم و بر روی لوح این تالار را قندیل نام گذاری میکنیم.

 در مسیر برگشت  مجددا به تالار اوراز میرسیم اندکی استراحت و تعویض فیلم دوربین فیلم بردار که اینک بیشتر به وسیله ای جنگی شبیه است با وجود  گل و لایی که بر روی آن نشسته است کار را ادامه میدهیم. یکی از حفره های مشکوک در معبرهای تالار اوراز را به کمک دوستان بالا میرویم و با چند متر گذر ار تنوره سقفی به این نتیجه میرسیم که جریان آب از پایین فشار آورده و به مرور این حفر در سقف  بوجود آمده که انتهای آن سیقلی و بدون هیچ شکافی بود.

با جمع بندی مشاهدات و پایان کار فیلم برداری در غار از ورودی غار خارج شده و این برنامه ی اکتشافی در دنیای غارها هم به اتمام میرسد.

زمان سنج، خروج از غار را ساعت  چهار بعدالظهر نشان میدهد.  با سوار بر ماشین هایمان  ساعت هفت عصر در کنار سد زیبای مهاباد با گرفتن عکس یادگاری از تیم مهاباد جدا شده و برنامه مشترک به اتمام رسید.

اعضای تیم مهاباد

1. آقای علی قادری کارگردان و مستند ساز

2. آقای اسماعیل قزاق راهنمای منطقه

3. آقای شهروز صفری فیلم بردار برنامه و عضو گروه کوهنوردی به رزین مهاباد

4. آقای کارزان قزاق جوان ترین عضو گروه از باشگاه کوهنوردی اوراز مهاباد

اعضای غارنورد گروه کوهنوردی هاوری بوکان

1. وفا سراجی مکری مسئول کمیته ی غارنوردی هیئت کوهنوردی بوکان

2.آوات کریم زاده

3. کیوان امان الهی

4. کمال کفشدوزی

گزارش به قلم: آوات کریم زاده

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 12:9 توسط مهدی کریم زاده...ئاواتMahdi Karimzadeh |

در پی اعلام دوست خوبم وفا سراجی از غارنوردان شهرستان بوکان مبنی بر حفاری در دامنه کوهی که غار قلایچی در ان شکل گرفته . مراتب جهت اقدامات بازدارنده توسط انجمن و  جناب جواد نظام دوست و همفکری دیگر دوستان پیگیری شد و در نهایت با همکاری سازمان محیط زیست دستور بر متوقف شدن این طرح ناپخته و مخرب صادر شد و در گام بعدی به جهت مشاهده و نظارت بر توقف کامل این کار ، همین طور بازگرداندن منطقه به وضعیت قبل ( پر کردن حفره ) قرار بر این شد که جمعی از غارنوردان از انجمن و همین طور از فدراسیون کوهنوردی در معیت کارشناسان سازمان محیط زیست و میراث فرهنگی عازم منطقه شده و از نزدیک پی گیر امور باشند . که دوستان ما در بخش غارنوردی فدراسیون به جمع ما ملحق نشدن .

بر همین اساس تماسی از جانب جواد نظام دوست با من بر قرار شد و  خواستند تیمی فنی را به جهت پیمایش غار تشکیل دهم . با تعدادی از دوستان فعال غارنورد از شهرستان های چهار محال و بختیاری ، کردستان ، اذربایجان شرقی و همین طور تهران تماس گرفته شد و درخواست گردید در برنامه مذکور شرکت نمایند .

روز دوشنبه صبح زود میزبان دوستان خوب و خونگرم شهرکردی ( سعید محمدی ، مهران اسماعیلی و مجید فتح الهی ) بودم بعد مختصر استراحت و جمع کردن وسایل ساعت ۱۱ برای ملحق شدن به باقی تیم به محل قرار که ابتدای اتوبان قزوین بود رفتیم .

در ادامه بخوانید از وبلاک غارنورد یوسف سورنیا


برچسب‌ها: غار قلایچی
+ نوشته شده در سه شنبه نهم اردیبهشت 1393ساعت 11:3 توسط مهدی کریم زاده...ئاواتMahdi Karimzadeh |

نمایی از قله قلات شاه


مسیر رفت و برگشت


گلهای شلیره
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393ساعت 12:32 توسط مهدی کریم زاده...ئاواتMahdi Karimzadeh |

یکی از زیباترین ترانه های هومر دزه ای بی اختیار من رو می بره به روستاهای کردستان ، آنجا که چهره ی دختر ساده مورد ستایش قرار میگیرد ، سادگی دوست دارد نه برای ساده بودنش برای اینکه دختران سرزمینش اینگونه اند.  آمیختن زیبایی ظاهر با طبیعت و موسیقی شاهکار این قطعه ی بسیار زیباست . آنجا که میگوید ای دختری که گونه هایت ساده است ، لبهای زیبایت و جامه های ساده ات که از لباس عروس دلگیر تر است . من چشمه ی زلال سرزمینم که زیر پرتو مهتاب می درخشد از دریاهای بدون مرز که موج های رفیعش با صدای خروشش در گوش می پیچد برایم زیباتر و جذاب تر است . 

و دختران سرزمینم هرچند بسیار ساده اند و هنوز موهای ریز صورتشان را برنداشته اند اما از همه ی زیبارویان جهان برایم زیباتر و دوست داشتنی ترند . 

قژ کالی لیو ئالی پرشنگی نیگا کال

ئه ی کچه جوانه که ی سه رگونا نه ختیک ئال

ئه ی کچه مه نگه که ی به ده نگی چپه دوو

گه نده مووی ده مووچاو مه چه ک هه لنه گرتوو

ئه ی ئه ندام وردیله ی نه رموله ی ئیسک سووک

ئه ی به رگی ساکارت دلگیرتر له هی بووک

 

کانیه کی روونی به ر تریفه ی مانگه شه و:

له بنیا بله رزی مرواری زیخ و چه و

جوانتره له لای من له ده ریای بی سنوور

شه پولی با ته به ر تیشکی روژ شلپ وهوور!

قژ کالی لیو ئالی پرشنگی نیگا کال

ئه کچه جوانه که ی سه رگونا نه ختیک ئال

  

ترانه : هومر دزه ای 

شعر: ماموستا گوران

 راميار

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 20:37 توسط مهدی کریم زاده...ئاواتMahdi Karimzadeh |

دماوند

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1392ساعت 12:44 توسط مهدی کریم زاده...ئاواتMahdi Karimzadeh |

مطالب قدیمی‌تر